رفتن به محتوای اصلی
حسابدار من
عملیات

حسابداری صنعتی و بهای تمام‌شده: اجزای هزینه، سربار و روش‌های هزینه‌یابی

حسابداری صنعتی یعنی ثبت و تخصیص هزینه‌های تولید به محصولات تا بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته مشخص شود. بهای محصول از مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار ساخت تشکیل می‌شود و روش هزینه‌یابی نحوه رسیدن این اجزا به محصول را تعیین می‌کند.

نوشته تیم تحریریه حسابدار من۱۴ دقیقه مطالعهبه‌روزرسانی:
حسابداری صنعتی و بهای تمام‌شده: صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده با مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار

حسابداری صنعتی (حسابداری بهای تمام‌شده) یعنی ثبت، طبقه‌بندی و تخصیص هزینه‌های تولید به محصولات، تا بهای تمام‌شده هر واحد کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته مشخص شود. بهای تمام‌شده محصول از سه جزء ساخته می‌شود: مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار ساخت؛ و روش هزینه‌یابی (سفارش کار، مرحله‌ای یا استاندارد) تعیین می‌کند این اجزا چطور به محصول برسند.

این راهنمای تیم تحریریه «حسابدار من» روی خود حسابداری صنعتی تمرکز دارد: اجزای هزینه، تهیه صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته با مثال ریالی و اسناد کامل، نرخ از پیش تعیین‌شده سربار، مقایسه روش‌های هزینه‌یابی، انحرافات استاندارد، تسهیم سربار دوایر خدماتی و محصولات مشترک. روش‌های ارزیابی موجودی (FIFO و میانگین موزون)، کاردکس و انبارداری در راهنمای حسابداری انبار و ارزیابی موجودی آمده‌اند و اینجا تکرار نمی‌شوند.

حسابداری صنعتی چیست و چه مبنای قانونی دارد؟

حسابداری صنعتی شاخه‌ای از حسابداری است که بهای تمام‌شده تولید را اندازه‌گیری می‌کند؛ نتیجه آن هم در صورت‌های مالی (موجودی کالا و بهای تمام‌شده فروش) و هم در تصمیم‌های مدیریتی (قیمت‌گذاری، ساخت یا خرید) استفاده می‌شود. برای گزارشگری مالی در ایران، مبنای اصلی استاندارد حسابداری شماره ۸ «موجودی مواد و کالا» است که کمیته تدوین استانداردهای حسابداری زیر نظر سازمان حسابرسی منتشر کرده است.

اصولی از این استاندارد که مستقیماً به حسابداری صنعتی مربوط‌اند:

  • بهای تمام‌شده موجودی شامل مخارج خرید، مخارج تبدیل (دستمزد مستقیم و سربار) و سایر مخارجی است که برای رساندن موجودی به مکان و وضعیت فعلی آن تحمل شده است.
  • سربار ثابت تولید بر اساس ظرفیت معمول به محصولات جذب می‌شود؛ سربار جذب‌نشده ناشی از تولید کمتر از ظرفیت معمول، هزینه همان دوره است و به موجودی اضافه نمی‌شود.
  • ضایعات غیرعادی، هزینه‌های انبارداری (مگر لازمه فرایند تولید)، هزینه‌های اداری که به تولید ربطی ندارند و هزینه‌های فروش جزو بهای تمام‌شده موجودی نیستند.

متن کامل و تفسیرهای رسمی را از وب‌سایت سازمان حسابرسی بخوانید. از نظر مالیاتی هم بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته جزو هزینه‌های قابل قبول ماده ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم است و مستند بودن آن به دفاتر و اسناد اهمیت دارد.

اجزای بهای تمام‌شده محصول کدام‌اند؟

بهای تمام‌شده تولید سه جزء دارد: مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار ساخت. جمع مواد مستقیم و دستمزد مستقیم را هزینه‌های اولیه و جمع دستمزد مستقیم و سربار را هزینه‌های تبدیل می‌نامند.

جزءتعریفمثال در یک تولیدی مبلمان
مواد مستقیمموادی که بخش اصلی محصول را می‌سازند و به‌سادگی به هر واحد قابل ردیابی‌اندچوب، پارچه رویه، فوم
دستمزد مستقیمدستمزد کارکنانی که مستقیماً روی محصول کار می‌کنند، همراه سهم بیمه کارفرما و مزایای مرتبطنجار، رویه‌کوب، مونتاژکار
سربار ساختهمه هزینه‌های تولید غیر از مواد و دستمزد مستقیمچسب و میخ (مواد غیرمستقیم)، سرپرست کارگاه، استهلاک دستگاه، برق، اجاره سوله

مرز «مستقیم» و «غیرمستقیم» اقتصادی است، نه فنی: چسب را می‌شود برای هر مبل اندازه گرفت، اما هزینه این کار از ارزش اطلاعاتش بیشتر است و به همین دلیل در سربار می‌رود. سهم بیمه کارفرما بر اساس قانون تأمین اجتماعی جزو بهای دستمزد است و باید همراه دستمزد مستقیم یا غیرمستقیم در بهای تمام‌شده بیاید.

صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته چگونه تهیه می‌شود؟

صورت بهای تمام‌شده از مواد مصرفی شروع می‌کند، دستمزد و سربار جذب‌شده را اضافه می‌کند، تغییر کالای در جریان ساخت را اعمال می‌کند تا به بهای کالای ساخته‌شده برسد و با تغییر موجودی کالای ساخته‌شده به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته می‌رسد.

مثال عددی: یک ماه در تولیدی مبلمان فرضی

ارقام به میلیون ریال (هر میلیون ریال صد هزار تومان). داده‌های ماه:

  • موجودی مواد اول ماه ۸۰۰، خرید مواد ۳٬۰۰۰، موجودی مواد پایان ماه ۹۰۰؛ از ۲٬۹۰۰ مواد مصرفی، ۲٬۶۰۰ مستقیم و ۳۰۰ غیرمستقیم است.
  • دستمزد مستقیم ۱٬۸۰۰ برای ۴٬۰۰۰ ساعت کار مستقیم؛ دستمزد غیرمستقیم ۴۵۰.
  • سربار بودجه‌شده سالانه ۱۴٬۴۰۰ و ساعت کار مستقیم بودجه‌شده سالانه ۴۸٬۰۰۰ ساعت؛ پس نرخ از پیش تعیین‌شده سربار ۳۰۰٬۰۰۰ ریال برای هر ساعت.
  • سربار واقعی دیگر: استهلاک ۲۵۰، برق و گاز ۱۸۰، اجاره سوله ۸۰.
  • کالای در جریان ساخت اول ماه ۷۰۰ و پایان ماه ۵۰۰؛ کالای ساخته‌شده اول ماه ۱٬۰۰۰ و پایان ماه ۱٬۳۰۰.
شرحمبلغ
موجودی مواد اول دوره۸۰۰
به‌علاوه: خرید مواد۳٬۰۰۰
منهای: موجودی مواد پایان دوره(۹۰۰)
مواد مصرفی۲٬۹۰۰
منهای: مواد غیرمستقیم (به سربار)(۳۰۰)
مواد مستقیم مصرفی۲٬۶۰۰
دستمزد مستقیم۱٬۸۰۰
سربار جذب‌شده (۴٬۰۰۰ ساعت × ۳۰۰٬۰۰۰ ریال)۱٬۲۰۰
هزینه‌های تولید دوره۵٬۶۰۰
به‌علاوه: کالای در جریان ساخت اول دوره۷۰۰
منهای: کالای در جریان ساخت پایان دوره(۵۰۰)
بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده۵٬۸۰۰
به‌علاوه: موجودی کالای ساخته‌شده اول دوره۱٬۰۰۰
منهای: موجودی کالای ساخته‌شده پایان دوره(۱٬۳۰۰)
بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته (پیش از تعدیل)۵٬۵۰۰
به‌علاوه: سربار کمتر جذب‌شده۶۰
بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته۵٬۵۶۰

هزینه‌های اولیه این ماه ۴٬۴۰۰ (۲٬۶۰۰ + ۱٬۸۰۰) و هزینه‌های تبدیل ۳٬۰۰۰ (۱٬۸۰۰ + ۱٬۲۰۰) است. سربار واقعی ۱٬۲۶۰ بوده (۳۰۰ مواد غیرمستقیم + ۴۵۰ دستمزد غیرمستقیم + ۲۵۰ استهلاک + ۱۸۰ برق و گاز + ۸۰ اجاره) و فقط ۱٬۲۰۰ جذب شده، پس ۶۰ سربار کمتر جذب‌شده داریم.

اسناد حسابداری همین ماه

ردیفحساببدهکار (ریال)بستانکار (ریال)
۱کالای در جریان ساخت۲٬۶۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۱سربار ساخت (کنترل)۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۱موجودی مواد اولیه۲٬۹۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۲کالای در جریان ساخت۱٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۲سربار ساخت (کنترل)۴۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۲حقوق و دستمزد پرداختنی۲٬۲۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۳سربار ساخت (کنترل)۵۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۳استهلاک انباشته ماشین‌آلات۲۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۳حساب‌ها و اسناد پرداختنی (برق، گاز و اجاره)۲۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۴کالای در جریان ساخت۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۴سربار جذب‌شده۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۵موجودی کالای ساخته‌شده۵٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۵کالای در جریان ساخت۵٬۸۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۶بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته۵٬۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۶موجودی کالای ساخته‌شده۵٬۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۷سربار جذب‌شده۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۷بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته (سربار کمتر جذب‌شده)۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۷سربار ساخت (کنترل)۱٬۲۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰
جمع۱۹٬۴۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰۱۹٬۴۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰

سند ۲ ساده‌شده است: در عمل کسور بیمه سهم کارگر و مالیات حقوق هم در سند حقوق می‌آید؛ ثبت کامل آن را در راهنمای سند حقوق و دستمزد ببینید. پس از این اسناد، مانده کالای در جریان ساخت ۵۰۰ (۷۰۰ + ۲٬۶۰۰ + ۱٬۸۰۰ + ۱٬۲۰۰ منهای ۵٬۸۰۰) و مانده کالای ساخته‌شده ۱٬۳۰۰ است؛ یعنی دفتر کل با شمارش پایان ماه می‌خواند.

نرخ از پیش تعیین‌شده سربار چیست و چرا لازم است؟

نرخ از پیش تعیین‌شده سربار یعنی سربار بودجه‌شده سال تقسیم بر سطح فعالیت بودجه‌شده (ساعت کار مستقیم، ساعت ماشین، ریال دستمزد یا تعداد تولید). این نرخ ابتدای سال تعیین می‌شود تا بهای هر سفارش در همان روز تکمیل معلوم باشد، نه پس از رسیدن قبض‌ها و بسته شدن سال.

دو دلیل دیگر هم دارد: سربار واقعی فصلی است (گرمایش زمستان، تعمیرات اساسی تابستان) و حجم تولید هم ماه به ماه فرق می‌کند. اگر سربار واقعی هر ماه بر تولید همان ماه تقسیم شود، یک مبل یکسان در بهمن گران‌تر از مهر تمام می‌شود. نرخ سالانه این نوسان را صاف می‌کند.

سربار کمتر یا بیشتر جذب‌شده را چه کنیم؟

تفاوت سربار واقعی و جذب‌شده در پایان دوره به یکی از دو روش بسته می‌شود: اگر کم‌اهمیت باشد مستقیماً به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته (مثل سند ۷ بالا)، و اگر بااهمیت باشد به نسبت مانده‌ها بین کالای در جریان ساخت، کالای ساخته‌شده و بهای تمام‌شده فروش سرشکن می‌شود. طبق استاندارد ۸، اگر علت کم‌جذبی تولید کمتر از ظرفیت معمول باشد، آن بخش هزینه دوره است و نباید به موجودی اضافه شود. در مقابل، اگر سربار بیشتر جذب شده باشد، موجودی‌ها نباید بیشتر از بهای واقعی گزارش شوند.

برای تحلیل علت، سربار را می‌توان به سه انحراف تجزیه کرد: انحراف هزینه (واقعی در برابر بودجه برای ساعت‌های واقعی)، انحراف کارایی (ساعت واقعی در برابر ساعت استاندارد تولید) و انحراف ظرفیت یا حجم (فعالیت واقعی در برابر ظرفیت معمول، که فقط سربار ثابت را درگیر می‌کند).

فرق هزینه‌یابی سفارش کار و هزینه‌یابی مرحله‌ای چیست؟

هزینه‌یابی سفارش کار هزینه را برای هر سفارش یا دسته متمایز جمع می‌کند؛ هزینه‌یابی مرحله‌ای هزینه را برای هر دایره تولید در یک دوره جمع و بر واحدهای معادل تقسیم می‌کند. انتخاب به ماهیت تولید بستگی دارد، نه به اندازه شرکت.

معیارسفارش کارمرحله‌ای
نوع تولیدمتنوع، سفارشی، دسته‌ایانبوه، یکنواخت، پیوسته
واحد جمع‌آوری هزینههر سفارش (کارت هزینه سفارش)هر دایره تولید در هر دوره
محاسبه بهای واحدهزینه سفارش ÷ تعداد آنهزینه دایره ÷ واحدهای معادل
کالای در جریان ساختجمع کارت‌های سفارش‌های ناتمامواحدهای ناتمام × درصد تکمیل × بهای واحد معادل
نمونه صنایعمبلمان سفارشی، چاپ، قالب‌سازی، پیمانکاریلبنیات، سیمان، نوشابه، پتروشیمی، کاشی
روش‌های رایجبهای واقعی یا بهای عادی (سربار با نرخ)میانگین موزون یا اولین صادره از اولین وارده

بسیاری از کارخانه‌ها ترکیبی کار می‌کنند: تولید قطعات استاندارد به روش مرحله‌ای و مونتاژ سفارشی به روش سفارش کار. مثال کامل واحدهای معادل و کارت هزینه یک سفارش در راهنمای حسابداری انبار و حسابداری صنعتی آمده است.

هزینه‌یابی استاندارد و انحرافات چگونه کار می‌کند؟

در هزینه‌یابی استاندارد، برای هر واحد محصول مقدار و نرخ استاندارد مواد، ساعت و نرخ دستمزد و نرخ سربار از قبل تعیین می‌شود (کارت بهای استاندارد) و تفاوت واقعی با استاندارد به‌صورت انحراف جداگانه گزارش می‌شود. ارزش این روش در همین تفکیک است: مدیر خرید مسئول انحراف نرخ است و سرپرست تولید مسئول انحراف مقدار.

مثال: استاندارد هر واحد ۳ کیلوگرم مواد به نرخ ۵۰٬۰۰۰ ریال و ۲ ساعت کار به نرخ ۴۵۰٬۰۰۰ ریال است. در ماه، ۱٬۰۰۰ واحد تولید شده، ۳٬۱۰۰ کیلوگرم مواد به نرخ ۵۲٬۰۰۰ ریال مصرف شده و ۱٬۹۰۰ ساعت کار به نرخ ۴۷۰٬۰۰۰ ریال انجام شده است.

انحراففرمولمحاسبهنتیجه (ریال)
نرخ مواد(نرخ واقعی منهای نرخ استاندارد) × مقدار واقعی۲٬۰۰۰ × ۳٬۱۰۰۶٬۲۰۰٬۰۰۰ نامساعد
مقدار مواد(مقدار واقعی منهای مقدار استاندارد) × نرخ استاندارد۱۰۰ × ۵۰٬۰۰۰۵٬۰۰۰٬۰۰۰ نامساعد
نرخ دستمزد(نرخ واقعی منهای نرخ استاندارد) × ساعت واقعی۲۰٬۰۰۰ × ۱٬۹۰۰۳۸٬۰۰۰٬۰۰۰ نامساعد
کارایی دستمزد(ساعت واقعی منهای ساعت استاندارد) × نرخ استاندارد(۱۰۰) × ۴۵۰٬۰۰۰۴۵٬۰۰۰٬۰۰۰ مساعد

تفسیر: کارگاه ۱۰۰ ساعت کمتر از استاندارد کار کرده که مساعد است، اما نرخ دستمزد بالاتر بوده؛ شاید کارگران ماهرتر و گران‌تری به کار گرفته شده‌اند که هم سریع‌تر کار کرده‌اند و هم مواد کمی بیشتر مصرف کرده‌اند. انحرافات را همیشه کنار هم تفسیر کنید. در شرایط تورمی، استانداردهای نرخ را دست‌کم در ابتدای هر سال و پس از هر جهش قیمت به‌روز کنید، وگرنه انحراف نرخ فقط تورم را اندازه می‌گیرد.

سربار دوایر خدماتی چگونه تسهیم می‌شود؟

دوایر خدماتی (تعمیرات، تأسیسات، انبار، کنترل کیفیت) مستقیماً محصول نمی‌سازند، پس هزینه آن‌ها باید پیش از محاسبه نرخ سربار به دوایر تولیدی منتقل شود. سه روش رایج وجود دارد: مستقیم، یکطرفه (گام‌به‌گام) و متقابل.

مثال: دایره تعمیرات ۴۰۰ و دایره برق ۳۰۰ میلیون ریال هزینه دارند. تعمیرات ۲۰٪ خدماتش را به برق، ۵۰٪ به ماشین‌کاری و ۳۰٪ به مونتاژ می‌دهد؛ برق ۱۰٪ به تعمیرات، ۶۰٪ به ماشین‌کاری و ۳۰٪ به مونتاژ.

روشنحوه کارسهم ماشین‌کاریسهم مونتاژ
مستقیمخدمات بین دوایر خدماتی نادیده گرفته می‌شود؛ تعمیرات ۵ به ۳ و برق ۲ به ۱ تقسیم می‌شود۴۵۰۲۵۰
یکطرفه (اول تعمیرات)تعمیرات ۸۰ به برق می‌دهد؛ برق ۳۸۰ را ۲ به ۱ بین تولیدی‌ها پخش می‌کند۴۵۳٫۳۲۴۶٫۷
متقابلدستگاه معادلات: تعمیرات = ۴۰۰ + ۰٫۱ × برق و برق = ۳۰۰ + ۰٫۲ × تعمیرات؛ تعمیرات ۴۳۸٫۸ و برق ۳۸۷٫۸۴۵۲٫۰۲۴۸٫۰

در هر سه روش جمع ۷۰۰ است؛ فرق در دقت توزیع است. روش متقابل از نظر نظری دقیق‌ترین است چون خدمات دوطرفه را کامل لحاظ می‌کند. وقتی خدمات متقابل کم است، روش مستقیم کفایت می‌کند. در روش یکطرفه، دایره‌ای را اول ببندید که بیشترین خدمت را به دوایر خدماتی دیگر می‌دهد.

محصولات مشترک و فرعی چگونه هزینه‌یابی می‌شوند؟

محصولات مشترک از یک فرایند و یک ماده اولیه به‌طور هم‌زمان به دست می‌آیند و تا نقطه تفکیک قابل جداسازی نیستند (مثل خامه و شیر کم‌چرب، یا فرآورده‌های پالایش). هزینه‌های مشترک پیش از نقطه تفکیک باید با یک مبنای منطقی بین آن‌ها تسهیم شود.

فرض کنید هزینه مشترک ۱٬۰۰۰ میلیون ریال است و دو محصول الف و ب هر کدام ۵٬۰۰۰ کیلوگرم تولید می‌شوند. ارزش فروش در نقطه تفکیک الف ۹۰۰ و ب ۶۰۰ میلیون ریال است:

مبنای تسهیمسهم الفسهم ب
مقادیر فیزیکی (۵۰ به ۵۰)۵۰۰۵۰۰
ارزش فروش در نقطه تفکیک (۶۰ به ۴۰)۶۰۰۴۰۰

با مبنای فیزیکی، سود ناخالص ب فقط ۱۰۰ و الف ۴۰۰ گزارش می‌شود و ممکن است مدیر به اشتباه ب را کم‌سود بداند؛ مبنای ارزش فروش به هر دو محصول حاشیه یکسان ۳۳٫۳٪ می‌دهد. اگر محصولی پس از تفکیک پردازش بیشتر بخواهد، از خالص ارزش فروش (ارزش فروش نهایی منهای هزینه‌های پردازش بعد از تفکیک) استفاده کنید. محصول فرعی ارزش فروش ناچیزی نسبت به محصولات اصلی دارد (مثل خاک‌اره در مبلمان)؛ معمولاً خالص ارزش فروش آن از هزینه مشترک کسر می‌شود. یک نکته مدیریتی: تصمیم فروش در نقطه تفکیک یا پردازش بیشتر به تسهیم هزینه مشترک ربطی ندارد، چون این هزینه در هر حال تحمل شده است.

اشتباهات رایج در حسابداری صنعتی

  1. ثبت همه سربار واقعی مستقیم در بهای تمام‌شده: بهای سفارش‌ها تا پایان دوره نامعلوم می‌ماند و نوسان ماهانه سربار به قیمت محصول منتقل می‌شود؛ از نرخ از پیش تعیین‌شده استفاده کنید.
  2. سرمایه‌ای کردن سربار جذب‌نشده: وقتی تولید زیر ظرفیت معمول است، سربار ثابت جذب‌نشده هزینه دوره است، نه بخشی از موجودی.
  3. گذاشتن هزینه‌های اداری و فروش در بهای تمام‌شده: موجودی را بیش از واقع و سود دوره جاری را بیشتر نشان می‌دهد.
  4. یک نرخ سربار برای کل کارخانه: وقتی دوایر ماشینی و دستی کنار هم کار می‌کنند، نرخ جداگانه برای هر دایره بهای محصولات را دقیق‌تر می‌کند.
  5. نادیده گرفتن تسهیم دوایر خدماتی: هزینه تعمیرات و تأسیسات باید پیش از تعیین نرخ به دوایر تولیدی برسد.
  6. استاندارد قدیمی در تورم: انحراف نرخ همیشه نامساعد می‌شود و دیگر چیزی درباره کارایی خرید نمی‌گوید.
  7. حذف سهم بیمه کارفرما از دستمزد: بهای دستمزد را کمتر از واقع نشان می‌دهد.

حسابداری صنعتی در «حسابدار من»

در «حسابدار من» حسابداری صنعتی بخشی از ماژول انبار است که برای هر کسب‌وکار جداگانه فعال می‌شود. همه عملیات تولید سند حسابداری متوازن و قطعی می‌سازند و دفتر کل با دفاتر فرعی تطبیق می‌خورد. امکانات موجود:

  • فهرست مواد (BOM) با درصد ضایعات و عملیات هر دایره (ساعت کار و ساعت ماشین)، و محاسبه بهای استاندارد محصول از روی آن (کارت بهای استاندارد).
  • نرخ از پیش تعیین‌شده سربار برای هر مرکز هزینه در هر سال مالی، با مبنای ساعت کار، ساعت ماشین، ریال دستمزد یا تعداد، و نرخ استاندارد دستمزد؛ جذب سربار می‌تواند خودکار از روی ثبت ساعت کار انجام شود.
  • هزینه‌یابی سفارش کار با سفارش تولید، کارت هزینه سفارش و انحرافات مقدار و نرخ مواد، نرخ و کارایی دستمزد و سربار.
  • بستن سربار دوره با انتقال تفاوت به بهای تمام‌شده فروش یا سرشکن کردن بین کالای در جریان ساخت، کالای ساخته‌شده و بهای تمام‌شده فروش، و گزارش سه‌انحرافی سربار (هزینه، کارایی، حجم).
  • تسهیم سربار دوایر خدماتی به سه روش مستقیم، یکطرفه و متقابل.
  • هزینه‌یابی مرحله‌ای با واحدهای معادل به روش میانگین موزون و FIFO، ضایعات عادی و غیرعادی، محصولات مشترک و فرعی با مبنای مقادیر فیزیکی، ارزش فروش یا خالص ارزش فروش.
  • صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته، گزارش مراکز هزینه و سودآوری محصول، و برنامه‌ریزی احتیاجات مواد (MRP).

آنچه نیست را هم صریح بگوییم: ماژول حقوق و دستمزد نداریم؛ ثبت ساعت کار در تولید فقط بهای دستمزد را به کالای در جریان ساخت می‌برد و سند حقوق واقعی (با بیمه و مالیات) دستی صادر می‌شود. دفتر دارایی ثابت و استهلاک خودکار هم وجود ندارد و استهلاک ماشین‌آلات با سند دستی به سربار می‌رسد. برای تحلیل‌های مدیریتی روی همین ارقام، مثل هزینه‌یابی متغیر و جذبی و نقطه سربه‌سر، به راهنمای حسابداری مدیریت سر بزنید. کدینگ مناسب حساب‌های تولید در راهنمای کدینگ حسابداری و فهرست کامل امکانات در صفحه امکانات و استانداردهای پشتیبانی‌شده آمده است.

ابزار رایگان: اثر روش ارزیابی موجودی بر بهای تمام‌شده را با ماشین‌حساب FIFO و میانگین موزون ببینید و هزینه استهلاک ماشین‌آلات را با ماشین‌حساب استهلاک برآورد کنید.

تهیه صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته

  1. 1

    محاسبه مواد مستقیم مصرفی

    موجودی مواد اول دوره و خرید را جمع کنید، موجودی پایان دوره را کم کنید و مواد غیرمستقیم را به سربار منتقل کنید.

  2. 2

    افزودن دستمزد مستقیم

    دستمزد کارکنان مستقیم تولید را همراه سهم بیمه کارفرما اضافه کنید.

  3. 3

    جذب سربار

    سطح فعالیت واقعی را در نرخ از پیش تعیین‌شده سربار ضرب کنید و به هزینه‌های تولید اضافه کنید.

  4. 4

    تعدیل کالای در جریان ساخت

    کالای در جریان ساخت اول دوره را اضافه و پایان دوره را کم کنید تا بهای کالای ساخته‌شده به دست آید.

  5. 5

    تعدیل کالای ساخته‌شده

    موجودی کالای ساخته‌شده اول دوره را اضافه و پایان دوره را کم کنید تا بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته به دست آید.

  6. 6

    بستن سربار

    تفاوت سربار واقعی و جذب‌شده را به بهای تمام‌شده فروش یا به نسبت مانده‌ها سرشکن کنید.

پرسش‌های متداول

حسابداری صنعتی چیست؟

+

حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام‌شده شاخه‌ای از حسابداری است که هزینه‌های تولید را ثبت، طبقه‌بندی و به محصولات تخصیص می‌دهد. نتیجه آن بهای تمام‌شده هر محصول است که هم در صورت‌های مالی و هم در قیمت‌گذاری و تصمیم‌های مدیریتی به کار می‌رود.

اجزای بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده کدام‌اند؟

+

مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار ساخت. مواد و دستمزد مستقیم را هزینه‌های اولیه و دستمزد مستقیم و سربار را هزینه‌های تبدیل می‌نامند.

صورت بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته چگونه تهیه می‌شود؟

+

مواد مستقیم مصرفی، دستمزد مستقیم و سربار جذب‌شده را جمع کنید، کالای در جریان ساخت اول دوره را اضافه و پایان دوره را کم کنید تا بهای کالای ساخته‌شده به دست آید. سپس موجودی کالای ساخته‌شده اول دوره را اضافه و پایان دوره را کم کنید و سربار کمتر یا بیشتر جذب‌شده را تعدیل کنید.

نرخ جذب سربار چگونه محاسبه می‌شود؟

+

سربار بودجه‌شده سال را بر سطح فعالیت بودجه‌شده (مثلاً ساعت کار مستقیم یا ساعت ماشین) تقسیم کنید. با سربار بودجه‌شده ۱۴٬۴۰۰ میلیون ریال و ۴۸٬۰۰۰ ساعت کار، نرخ ۳۰۰٬۰۰۰ ریال برای هر ساعت است.

سربار کمتر جذب‌شده چیست و چگونه بسته می‌شود؟

+

وقتی سربار واقعی از سربار جذب‌شده با نرخ بیشتر باشد، تفاوت سربار کمتر جذب‌شده است. اگر کم‌اهمیت باشد به بهای تمام‌شده فروش بسته می‌شود و اگر بااهمیت باشد بین کالای در جریان ساخت، کالای ساخته‌شده و بهای فروش سرشکن می‌شود؛ بخش ناشی از تولید کمتر از ظرفیت معمول هزینه دوره است.

فرق هزینه‌یابی سفارش کار و مرحله‌ای چیست؟

+

در سفارش کار هزینه برای هر سفارش یا دسته متمایز جمع می‌شود و برای تولید سفارشی مناسب است. در هزینه‌یابی مرحله‌ای هزینه هر دایره تولید در یک دوره بر واحدهای معادل تقسیم می‌شود و برای تولید انبوه و یکنواخت مثل لبنیات و سیمان مناسب است.

روش‌های تسهیم سربار دوایر خدماتی کدام‌اند؟

+

روش مستقیم خدمات بین دوایر خدماتی را نادیده می‌گیرد، روش یکطرفه آن‌ها را به ترتیب و فقط در یک جهت لحاظ می‌کند و روش متقابل با حل دستگاه معادلات خدمات دوطرفه را کامل در نظر می‌گیرد. روش متقابل دقیق‌ترین است.

استاندارد حسابداری شماره ۸ ایران درباره بهای تمام‌شده چه می‌گوید؟

+

استاندارد ۸ «موجودی مواد و کالا» بهای تمام‌شده را شامل مخارج خرید، مخارج تبدیل و سایر مخارج لازم برای رساندن موجودی به مکان و وضعیت فعلی می‌داند. سربار ثابت بر مبنای ظرفیت معمول جذب می‌شود و ضایعات غیرعادی، هزینه‌های اداری نامرتبط و هزینه‌های فروش از بهای موجودی خارج‌اند.

آیا نرم‌افزار حسابداری صنعتی آنلاین وجود دارد؟

+

«حسابدار من» یک نرم‌افزار حسابداری آنلاین است که در ماژول انبار، فهرست مواد، سفارش تولید، نرخ سربار، هزینه‌یابی مرحله‌ای، تسهیم دوایر خدماتی، انحرافات و صورت بهای تمام‌شده را با سند خودکار دارد. ماژول حقوق و دستمزد و استهلاک خودکار ندارد و این اسناد دستی ثبت می‌شوند.

بازبینی و به‌روزرسانی توسط تیم تحریریه حسابدار من. انتشار:

حسابداری صنعتی و ارزیابی موجودی: جریان مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته‌شده به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته
عملیات۲۲ دقیقه مطالعه

حسابداری انبار و ارزیابی موجودی کالا: FIFO، میانگین موزون، سفارش کار و مرحله‌ای

طبق IAS 2 و استاندارد حسابداری شماره ۸، موجودی به اقل بهای تمام‌شده و خالص ارزش فروش و با روش FIFO یا میانگین موزون (یا بهای استاندارد نزدیک به واقعی) ارزیابی می‌شود. در تولید، دستمزد مستقیم و سربار جذب‌شده بر مبنای ظرفیت عادی با هزینه‌یابی سفارش کار یا مرحله‌ای به بها اضافه می‌شود.

خواندن راهنما →
داشبورد حسابداری مدیریت با نمودار مقایسه بودجه و واقعی، نمودار نقطه سربه‌سر، سهم بخش‌ها و هدف سود
گزارشگری۲۰ دقیقه مطالعه

حسابداری مدیریت برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط: بودجه، نقطه سربه‌سر، بهای تمام‌شده و تصمیم‌گیری

حسابداری مدیریت داده‌های دفاتر را به برنامه و تصمیم تبدیل می‌کند: بودجه ماهانه و مقایسه آن با واقعی، بودجه انعطاف‌پذیر که اثر حجم را از اثر هزینه جدا می‌کند، نقطه سربه‌سر و تحلیل CVP، گزارش بخش‌ها بر مبنای حاشیه فروش، هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت، نسبت‌های کلیدی و تحلیل هزینه‌های مربوط.

خواندن راهنما →
نقطه سربه‌سر: نمودار خطوط درآمد، هزینه کل و هزینه ثابت با ناحیه سود و زیان و حاشیه ایمنی
گزارشگری۱۱ دقیقه مطالعه

نقطه سربه‌سر: فرمول، مثال و نمودار

نقطه سربه‌سر سطحی از فروش است که در آن درآمد با کل هزینه‌ها برابر و سود صفر است. تعداد سربه‌سر برابر هزینه‌های ثابت تقسیم بر حاشیه فروش هر واحد و مبلغ سربه‌سر برابر هزینه‌های ثابت تقسیم بر نسبت حاشیه فروش است.

خواندن راهنما →

این راهنما را در عمل پیاده کنید

در چند دقیقه اولین کسب‌وکارتان را بسازید و یک سند تراز ثبت کنید. حساب‌های جدید اعتبار رایگان می‌گیرند.