رفتن به محتوای اصلی
حسابدار من
عملیات

حسابداری انبار و ارزیابی موجودی کالا: FIFO، میانگین موزون، سفارش کار و مرحله‌ای

طبق IAS 2 و استاندارد حسابداری شماره ۸، موجودی به اقل بهای تمام‌شده و خالص ارزش فروش و با روش FIFO یا میانگین موزون (یا بهای استاندارد نزدیک به واقعی) ارزیابی می‌شود. در تولید، دستمزد مستقیم و سربار جذب‌شده بر مبنای ظرفیت عادی با هزینه‌یابی سفارش کار یا مرحله‌ای به بها اضافه می‌شود.

نوشته تیم تحریریه حسابدار من۲۲ دقیقه مطالعهبه‌روزرسانی:
حسابداری صنعتی و ارزیابی موجودی: جریان مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته‌شده به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته

ارزیابی موجودی کالا تعیین می‌کند چه بخشی از مخارج خرید و تولید در ترازنامه بماند و چه بخشی به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته برود. طبق IAS 2 و استاندارد حسابداری شماره ۸ ایران، موجودی به اقل بهای تمام‌شده و خالص ارزش فروش اندازه‌گیری می‌شود، بهای تمام‌شده با روش اولین صادره از اولین وارده (FIFO) یا میانگین موزون تعیین می‌شود (بهای استاندارد هم در صورت نزدیکی به بهای واقعی مجاز است) و برای کالای ساخته‌شده، هزینه‌های تبدیل یعنی دستمزد مستقیم و سهم منظمی از سربار تولید به آن اضافه می‌شود.

در این راهنما قواعد را با عدد پیش می‌بریم: مقایسه FIFO و میانگین موزون، هزینه‌یابی سفارش کار و هزینه‌یابی مرحله‌ای، جذب سربار و تکلیف سربار کمتر یا بیشتر جذب‌شده، واحدهای معادل، ردیابی سری ساخت و شماره سریال با FEFO و شناسایی ویژه، ضایعات و پیمانکاری فرعی در سفارش تولید، برنامه‌ریزی احتیاجات مواد و صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده. بخش آخر نشان می‌دهد ماژول انبار و حسابداری صنعتی حسابدار من هر مرحله را چطور ثبت می‌کند.

بهای تمام‌شده موجودی کالا شامل چه اقلامی است؟

بهای تمام‌شده موجودی، همه مخارجی است که برای رساندن کالا به محل و وضعیت فعلی آن انجام می‌شود: بهای خرید، مخارج تبدیل مواد به محصول و سایر مخارج مستقیماً قابل انتساب. هر چیزی که به خود کالا ارزش اضافه نکند، مستقیم هزینه دوره است.

جزو بهای تمام‌شدههزینه دوره
بهای خرید، حقوق گمرکی و مالیات‌های غیرقابل استردادمالیات بر ارزش افزوده قابل استرداد
کرایه حمل، تخلیه و بارگیری و سایر هزینه‌های خریدضایعات غیرعادی مواد، دستمزد یا سربار
دستمزد مستقیم تولیدانبارداری، مگر بین مراحل تولید لازم باشد
سربار متغیر تولید بر اساس مصرف واقعیسربار اداری غیرمرتبط با تولید
سربار ثابت تولید بر اساس ظرفیت عادیهزینه‌های فروش و توزیع

دو نکته بیشتر از بقیه اشتباه می‌شود. سربار ثابت بر مبنای ظرفیت عادی جذب می‌شود؛ در ماهی که تولید کم بوده، کل اجاره کارخانه را روی همان چند واحد تولیدی بار نمی‌کنید و سهم جذب‌نشده هزینه دوره است. و موجودی به اقل بهای تمام‌شده و خالص ارزش فروش (بهای فروش برآوردی منهای مخارج تکمیل و فروش) نگه داشته می‌شود؛ کالای آسیب‌دیده، راکد یا ارزان‌شده باید تا خالص ارزش فروش کاهش ارزش بخورد و زیان آن شناسایی شود.

روش‌های تعیین بها: FIFO، میانگین موزون و بهای استاندارد

وقتی اقلام یکسان با قیمت‌های مختلف خریده می‌شوند، روش تعیین بها مشخص می‌کند کدام قیمت زودتر از انبار خارج شود. برای اقلام مشابه و قابل جایگزینی، روش اولین صادره از اولین وارده (FIFO) و میانگین موزون پذیرفته است و روش اولین صادره از آخرین وارده (LIFO) در IAS 2 مجاز نیست.

  • FIFO: فرض می‌کند قدیمی‌ترین کالا زودتر مصرف می‌شود؛ پس موجودی پایان دوره با تازه‌ترین قیمت‌ها ارزیابی می‌شود.
  • میانگین موزون: هر صدور را به میانگین بهای کالای موجود قیمت‌گذاری می‌کند. در سیستم دائمی، میانگین پس از هر ورود دوباره محاسبه می‌شود (میانگین متحرک).
  • بهای استاندارد: ورود و خروج را با بهای از پیش تعیین‌شده هر واحد ثبت می‌کند. IAS 2 آن را به‌عنوان روش اندازه‌گیری می‌پذیرد، به شرطی که به بهای واقعی نزدیک باشد و استانداردها مرتب بازبینی شوند.

مثال عددی: FIFO در برابر میانگین موزون متحرک

یک تولیدی مبلمان در فروردین ورق فولادی خرید و مصرف کرده است. مبالغ به هزار ریال است.

تاریخشرحمقداربهای واحد
۱ فروردینخرید۱۰۰۱۰
۵ فروردینخرید۲۰۰۱۱٫۵
۱۰ فروردینحواله به تولید۱۵۰
۲۰ فروردینخرید۱۰۰۱۲
۲۵ فروردینحواله به تولید۱۸۰

روش FIFO. حواله ۱۰ فروردین کل لایه اول و بخشی از لایه دوم را برمی‌دارد: ۱۰۰ × ۱۰ + ۵۰ × ۱۱٫۵ = ۱٬۵۷۵. ۱۵۰ واحد به بهای ۱۱٫۵ می‌ماند. حواله ۲۵ فروردین همان ۱۵۰ واحد (۱٬۷۲۵) و ۳۰ واحد از خرید جدید به بهای ۱۲ (۳۶۰) را برمی‌دارد، یعنی ۲٬۰۸۵. هفتاد واحد به بهای ۱۲ و به ارزش ۸۴۰ باقی می‌ماند.

روش میانگین موزون متحرک. پس از دو خرید اول ۳۰۰ واحد به بهای ۳٬۳۰۰ داریم، یعنی میانگین ۱۱. حواله ۱۰ فروردین ۱۵۰ × ۱۱ = ۱٬۶۵۰ بها می‌گیرد و ۱۵۰ واحد به ارزش ۱٬۶۵۰ می‌ماند. با خرید ۲۰ فروردین موجودی به ۲۵۰ واحد و ۲٬۸۵۰ می‌رسد و میانگین ۱۱٫۴ می‌شود. حواله ۲۵ فروردین ۱۸۰ × ۱۱٫۴ = ۲٬۰۵۲ است و ۷۰ واحد به ارزش ۷۹۸ می‌ماند.

FIFOمیانگین موزون
جمع خرید۴٬۵۰۰۴٬۵۰۰
بهای مواد صادره۳٬۶۶۰۳٬۷۰۲
موجودی پایان دوره (۷۰ واحد)۸۴۰۷۹۸

جمع هر دو ستون همان ۴٬۵۰۰ است و فقط تقسیم آن فرق می‌کند. در دوره افزایش قیمت، FIFO بهای تمام‌شده کمتر و موجودی پایان دوره بیشتری نشان می‌دهد و در دوره کاهش قیمت برعکس. برای اقلام هم‌ماهیت یک روش را انتخاب کنید و ثابت نگه دارید؛ تغییر روش، تغییر در رویه حسابداری است.

بهای استاندارد و انحراف نرخ خرید

در روش بهای استاندارد، انبار همیشه با بهای استاندارد گردش دارد. اگر استاندارد ورق فولادی ۱۱ باشد و ۱۰۰ واحد به بهای ۱۲ بخرید، موجودی مواد ۱٬۱۰۰ بدهکار، تأمین‌کننده (یا کالای دریافتی صورتحساب‌نشده) ۱٬۲۰۰ بستانکار و ۱۰۰ تفاوت به حساب انحراف نرخ خرید می‌رود. بهای استاندارد برنامه‌ریزی تولید و تحلیل انحرافات را ساده می‌کند، اما اگر به‌روز نشود، ترازنامه از بهای واقعی فاصله می‌گیرد.

سیستم دائمی: هر گردش انبار یک سند حسابداری است

در سیستم دائمی هر رسید، حواله و انتقال، مقدار و مبلغ موجودی را همان لحظه به‌روز می‌کند و دفتر کل هم همراه آن حرکت می‌کند. همین است که مانده حساب موجودی در تراز آزمایشی را با گزارش موجودی انبار برابر نگه می‌دارد.

گردشبدهکاربستانکار
رسید خریدموجودی مواد و کالاکالای دریافتی صورتحساب‌نشده یا تأمین‌کننده
برگشت از خریدتأمین‌کنندهموجودی، به بهای تمام‌شده
حواله مواد به تولیدکالای در جریان ساختموجودی مواد اولیه
تحویل کالا به مشتریبهای تمام‌شده کالای فروش‌رفتهموجودی کالای ساخته‌شده یا بازرگانی
اضافی انبارگردانیموجودیسود ناشی از اضافی انبار
کسری انبارگردانیزیان کسری انبارموجودی
کاهش ارزش تا خالص ارزش فروشزیان کاهش ارزش موجودیموجودی

انتقال بین انبارها بها را از یک محل به محل دیگر می‌برد و اگر هر دو انبار یک حساب موجودی داشته باشند، سند حسابداری لازم ندارد. هزینه‌های خریدی که بعد از ورود کالا می‌رسند (حمل، گمرک، بیمه) به کالای باقی‌مانده در انبار اضافه می‌شوند و سهم کالایی که پیش‌تر فروش رفته، به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته می‌رود.

هزینه‌یابی سفارش کار یا هزینه‌یابی مرحله‌ای؟

هزینه‌یابی سفارش کار بها را برای هر سفارش، دسته یا قرارداد جمع می‌کند؛ هزینه‌یابی مرحله‌ای بها را برای هر دایره تولیدی در یک دوره جمع می‌کند و بین واحدهایی که از آن گذشته‌اند پخش می‌کند. انتخاب روش را نحوه کار کارخانه تعیین می‌کند، نه سلیقه.

هزینه‌یابی سفارش کارهزینه‌یابی مرحله‌ای
محصولات نمونهمبلمان سفارشی، ماشین‌آلات، چاپ، پیمانکاریسیمان، مواد غذایی، شیمیایی، نساجی، پلاستیک
هدف هزینهسفارش تولیددایره یا مرحله تولید در هر دوره
بهای واحدبهای سفارش ÷ تعداد واحدهای سفارشبهای دایره ÷ واحدهای معادل
مدرک اصلیکارت هزینه سفارشگزارش بهای تمام‌شده تولید
کالای در جریان ساختسفارش‌های بازواحدهای نیمه‌تمام هر دایره

بسیاری از کارخانه‌ها هر دو را دارند: هزینه‌یابی مرحله‌ای برای خط تولید پیوسته و هزینه‌یابی سفارش کار برای سفارش‌های خاص.

جذب سربار با نرخ از پیش تعیین‌شده

سربار را نمی‌توان مستقیم به یک محصول نسبت داد، پس با نرخ از پیش تعیین‌شده سربار جذب می‌شود: سربار بودجه‌شده سال تقسیم بر سطح فعالیت بودجه‌شده (ساعت کار مستقیم، ساعت کار ماشین، مبلغ دستمزد مستقیم یا تعداد تولید). با نرخ از پیش تعیین‌شده، بهای سفارش همان روز پایانش معلوم است و لازم نیست منتظر قبض برق آخر ماه بمانید.

اگر دایره مونتاژ ۶۰۰٬۰۰۰ سربار و ۲۰٬۰۰۰ ساعت کار مستقیم بودجه کرده باشد، نرخ آن ۶۰۰٬۰۰۰ ÷ ۲۰٬۰۰۰ = ۳۰ برای هر ساعت کار مستقیم است.

مثال عددی: بهای تمام‌شده یک سفارش تولید

سفارش PO-104 تولید ۲۰۰ میز ناهارخوری در دایره مونتاژ است.

عنصر بهامحاسبهمبلغ
مواد مستقیم صادره۱٬۸۰۰ کیلوگرم × ۱۰۱۸٬۰۰۰
دستمزد مستقیم۴۰۰ ساعت × ۲۵۱۰٬۰۰۰
سربار جذب‌شده۴۰۰ ساعت × ۳۰۱۲٬۰۰۰
جمع بهای سفارش۴۰٬۰۰۰
بهای هر میز۴۰٬۰۰۰ ÷ ۲۰۰۲۰۰

اسناد، مسیر حرکت بها در کارخانه را دنبال می‌کنند:

مرحلهبدهکاربستانکارمبلغ
حواله موادکالای در جریان ساختموجودی مواد اولیه۱۸٬۰۰۰
ثبت دستمزدکالای در جریان ساختحقوق و دستمزد کارخانه (واسط)۱۰٬۰۰۰
جذب سربارکالای در جریان ساختسربار جذب‌شده۱۲٬۰۰۰
رسید محصول ساخته‌شدهموجودی کالای ساخته‌شدهکالای در جریان ساخت۴۰٬۰۰۰
تحویل ۱۵۰ میزبهای تمام‌شده کالای فروش‌رفتهموجودی کالای ساخته‌شده۳۰٬۰۰۰

سربار کمتر یا بیشتر جذب‌شده

در پایان دوره سربار واقعی (اجاره، برق، دستمزد غیرمستقیم و استهلاکی که به دایره تولید ثبت شده) با سربار جذب‌شده مقایسه می‌شود. فرض کنید همه سفارش‌های ماه ۱٬۷۰۰ ساعت کار مستقیم داشته‌اند، پس ۵۱٬۰۰۰ سربار جذب شده، و سربار واقعی ۵۴٬۰۰۰ بوده است. سربار به مبلغ ۳٬۰۰۰ کمتر جذب شده است. اگر سربار واقعی کمتر از جذب‌شده بود، سربار بیشتر جذب‌شده داشتیم.

برای بستن این تفاوت دو راه پذیرفته‌شده هست:

  1. انتقال به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته وقتی مبلغ کم‌اهمیت است. سند بستن: سربار جذب‌شده ۵۱٬۰۰۰ بدهکار، بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته (یا حساب انحراف سربار) ۳٬۰۰۰ بدهکار، کنترل سربار ۵۴٬۰۰۰ بستانکار.
  2. تسهیم بین کالای در جریان ساخت، کالای ساخته‌شده و بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته وقتی مبلغ با اهمیت است. برای نمونه، با مانده‌های پایان دوره ۲۰٬۰۰۰ کالای در جریان ساخت، ۳۰٬۰۰۰ کالای ساخته‌شده و ۵۰٬۰۰۰ بهای تمام‌شده فروش، سهم‌ها ۶۰۰، ۹۰۰ و ۱٬۵۰۰ می‌شود.

قاعده IAS 2 را فراموش نکنید: اگر سربار کمتر جذب‌شده ناشی از تولید بسیار کمتر از ظرفیت عادی است، سربار ثابت جذب‌نشده هزینه دوره است و نباید به موجودی منتقل شود.

تسهیم سربار دوایر خدماتی

دوایر خدماتی مثل تعمیرات و نگهداری، انبار و رستوران کارخانه به دوایر تولیدی خدمت می‌دهند ولی خودشان محصول نمی‌سازند. هزینه آن‌ها پیش از تعیین نرخ یا بستن سربار به دوایر تولیدی تسهیم می‌شود:

  • روش مستقیم: هر دایره خدماتی فقط به دوایر تولیدی تسهیم می‌کند و خدمات متقابل دوایر خدماتی نادیده گرفته می‌شود.
  • روش یک‌طرفه (تدریجی): دوایر خدماتی یکی‌یکی بسته می‌شوند، معمولاً از دایره‌ای که به بیشترین دوایر خدمت می‌دهد، و دایره بسته‌شده چیزی پس نمی‌گیرد.
  • روش دوطرفه (متقابل): با حل معادلات هم‌زمان، سهم هر دایره خدماتی از دوایر خدماتی دیگر هم در جمع آن می‌آید و سپس کل به دوایر تولیدی تسهیم می‌شود. وقتی دوایر خدماتی زیاد به هم خدمت می‌دهند، دقیق‌ترین روش است.

انحرافات تولید در یک سفارش

وقتی سفارش استاندارد دارد (از فهرست مواد و مراحل تولید)، مقایسه استاندارد با واقعی نشان می‌دهد پول کجا رفته است:

انحراففرمولسفارش PO-104
انحراف مقدار مواد(مقدار واقعی منهای مقدار استاندارد) × نرخ استاندارد(۱٬۸۰۰ منهای ۱٬۷۰۰) × ۱۰ = ۱٬۰۰۰ نامساعد
انحراف نرخ موادبهای واقعی صادره منهای مقدار واقعی × نرخ استاندارد۱۸٬۰۰۰ منهای ۱۸٬۰۰۰ = صفر
انحراف کارایی دستمزد(ساعت واقعی منهای ساعت استاندارد) × نرخ استاندارد(۴۰۰ منهای ۳۸۰) × ۲۵ = ۵۰۰ نامساعد
انحراف نرخ دستمزددستمزد واقعی منهای ساعت واقعی × نرخ استاندارد۱۰٬۰۰۰ منهای ۱۰٬۰۰۰ = صفر
انحراف سربارسربار جذب‌شده منهای سربار استاندارد تولید۱۲٬۰۰۰ منهای ۱۱٬۴۰۰ = ۶۰۰ نامساعد

در این سفارش ۱۰۰ کیلوگرم فولاد بیشتر از فهرست مواد و ۲۰ ساعت کار اضافه مصرف شده؛ هر دو به یک مشکل در سالن تولید اشاره دارند. در سطح دایره، انحراف سربار معمولاً به روش سه‌انحرافی تحلیل می‌شود: انحراف هزینه (سربار واقعی در برابر بودجه ساعات کارکرد)، انحراف کارایی (ساعات کارکرد در برابر ساعات استاندارد) و انحراف ظرفیت (حجم) (سربار ثابت جذب‌شده در برابر بودجه، به دلیل تولید بیشتر یا کمتر از ظرفیت عادی).

هزینه‌یابی مرحله‌ای و واحدهای معادل

در هزینه‌یابی مرحله‌ای، واحدهای نیمه‌تمام به واحدهای معادل تبدیل می‌شوند: ۱٬۰۰۰ واحدی که ۴۰٪ هزینه تبدیل را جذب کرده‌اند، ۴۰۰ واحد معادل تبدیل حساب می‌شوند. مواد و هزینه‌های تبدیل (دستمزد به‌علاوه سربار) جدا شمرده می‌شوند، چون در نقاط مختلف فرایند اضافه می‌شوند.

مثال عددی: روش میانگین موزون

گزارش دایره اختلاط یک کارخانه رنگ در اردیبهشت:

تعدادموادهزینه‌های تبدیل
کالای در جریان ساخت اول دوره۲٬۰۰۰تکمیل ۱۰۰٪، بها ۹٬۰۰۰تکمیل ۴۰٪، بها ۳٬۲۰۰
شروع‌شده در دوره۱۸٬۰۰۰بهای اضافه‌شده ۸۱٬۰۰۰بهای اضافه‌شده ۶۸٬۸۰۰
تکمیل و منتقل‌شده۱۶٬۰۰۰
کالای در جریان ساخت پایان دوره۴٬۰۰۰تکمیل ۱۰۰٪تکمیل ۵۰٪

در روش میانگین موزون، واحدهای معادل برابر واحدهای تکمیل‌شده به‌علاوه واحدهای معادل کالای در جریان ساخت پایان دوره است:

  • مواد: ۱۶٬۰۰۰ + ۴٬۰۰۰ × ۱۰۰٪ = ۲۰٬۰۰۰. بهای هر واحد معادل = (۹٬۰۰۰ + ۸۱٬۰۰۰) ÷ ۲۰٬۰۰۰ = ۴٫۵
  • هزینه‌های تبدیل: ۱۶٬۰۰۰ + ۴٬۰۰۰ × ۵۰٪ = ۱۸٬۰۰۰. بهای هر واحد معادل = (۳٬۲۰۰ + ۶۸٬۸۰۰) ÷ ۱۸٬۰۰۰ = ۴
محاسبهبها
تکمیل و منتقل‌شده۱۶٬۰۰۰ × (۴٫۵ + ۴)۱۳۶٬۰۰۰
کالای در جریان ساخت پایان دوره، مواد۴٬۰۰۰ × ۴٫۵۱۸٬۰۰۰
کالای در جریان ساخت پایان دوره، تبدیل۲٬۰۰۰ × ۴۸٬۰۰۰
جمع بهای منظورشده۱۶۲٬۰۰۰

۱۶۲٬۰۰۰ برابر بهای کالای در جریان ساخت اول دوره (۱۲٬۲۰۰) به‌علاوه بهای اضافه‌شده در دوره (۱۴۹٬۸۰۰) است؛ کنترلی که هر گزارش بهای تمام‌شده تولید باید از آن رد شود.

روش FIFO

روش FIFO بهای دوره قبل را جدا نگه می‌دارد و فقط کار همین دوره را می‌سنجد: کار لازم برای تکمیل کالای در جریان ساخت اول دوره، به‌علاوه واحدهای شروع و تکمیل‌شده، به‌علاوه کالای در جریان ساخت پایان دوره. در این مثال، واحدهای معادل مواد ۰ + ۱۴٬۰۰۰ + ۴٬۰۰۰ = ۱۸٬۰۰۰ و واحدهای معادل تبدیل ۲٬۰۰۰ × ۶۰٪ + ۱۴٬۰۰۰ + ۲٬۰۰۰ = ۱۷٬۲۰۰ است. بهای دوره جاری نرخ‌های ۸۱٬۰۰۰ ÷ ۱۸٬۰۰۰ = ۴٫۵ و ۶۸٬۸۰۰ ÷ ۱۷٬۲۰۰ = ۴ را می‌دهد که با نرخ‌های دوره قبل یکی است، پس در این مثال دو روش به یک نتیجه می‌رسند. وقتی بهای واحد از ماهی به ماه دیگر تغییر می‌کند، FIFO کارایی همان ماه را روشن‌تر نشان می‌دهد.

ضایعات، محصولات مشترک و محصولات فرعی

  • ضایعات عادی هدررفتی است که در فرایند سالم انتظارش می‌رود و بهای آن در بهای واحدهای سالم می‌ماند.
  • ضایعات غیرعادی مازاد بر آن است؛ مثل واحدهای سالم بها می‌گیرد و طبق IAS 2 به‌عنوان زیان دوره شناسایی می‌شود.
  • محصولات مشترک از یک فرایند با هم بیرون می‌آیند، مثل خامه و شیر کم‌چرب. بهای مشترک تا نقطه تفکیک بر اساس مقدار تولید، ارزش فروش در نقطه تفکیک یا خالص ارزش فروش تسهیم می‌شود. اگر یک دور تولید با بهای ۹۰٬۰۰۰، ۶٬۰۰۰ کیلوگرم محصول الف (ارزش فروش ۱۲۰٬۰۰۰) و ۴٬۰۰۰ کیلوگرم محصول ب (ارزش فروش ۶۰٬۰۰۰) بدهد، روش مقداری به الف ۵۴٬۰۰۰ و به ب ۳۶٬۰۰۰ و روش ارزش فروش به الف ۶۰٬۰۰۰ و به ب ۳۰٬۰۰۰ می‌دهد.
  • محصولات فرعی در مقایسه با محصول اصلی ارزش کمی دارند و معمولاً خالص ارزش فروش آن‌ها پیش از تسهیم از بهای مشترک کسر می‌شود.

وقتی یک دایره محصولش را به دایره بعدی می‌دهد، بها هم با آن به‌عنوان بهای انتقالی از دایره قبل منتقل می‌شود و دایره بعدی آن را مثل موادی می‌بیند که در ابتدای فرایند اضافه شده است.

ردیابی سری ساخت و شماره سریال: FEFO، شناسایی ویژه و ردیابی

ردیابی سری ساخت (بچ) نشان می‌دهد هر واحد از کدام دسته آمده و ردیابی سریال همین کار را برای تک‌تک واحدها می‌کند. وقتی کالا تاریخ انقضا دارد (مواد غذایی، دارو، مواد شیمیایی)، وقتی فراخوان باید دقیقاً به مشتریان درگیر برسد، یا وقتی هر واحد بهای خودش را دارد (ماشین‌آلات، خودرو، طلا و جواهر)، به آن نیاز دارید.

سری ساخت واحدهایی را که با هم تولید یا دریافت شده‌اند، همراه تاریخ تولید و معمولاً تاریخ انقضا، یک‌جا نگه می‌دارد. شماره سریال دقیقاً یک واحد را مشخص می‌کند. هر رسید یک سری ساخت می‌سازد یا به آن اضافه می‌کند و هر حواله ثبت می‌کند از کدام سری‌ها برداشته شده؛ پس موجودی هر سری در هر انبار معلوم است.

FEFO: اولین منقضی‌شونده، اولین صادره

در FEFO سری‌ای که زودتر منقضی می‌شود زودتر صادر می‌شود، فارغ از اینکه چه زمانی وارد انبار شده است. FEFO قاعده برداشت از انبار است، نه روش تعیین بها: می‌توانید موجودی را با FIFO یا میانگین موزون ارزیابی کنید و همچنان بر اساس تاریخ انقضا برداشت کنید.

یک پخش لبنیات در ۱۰ اردیبهشت سه سری ماست دارد:

سری ساختتاریخ ورودتاریخ انقضاتعداد کارتن
L-301۲ اردیبهشت۲۰ اردیبهشت۲۰۰
L-302۴ اردیبهشت۱۶ اردیبهشت۳۰۰
L-303۶ اردیبهشت۲۵ اردیبهشت۴۰۰

حواله فروش ۴۵۰ کارتنی، کل ۳۰۰ کارتن L-302 (زودترین انقضا) و ۱۵۰ کارتن از L-301 را برمی‌دارد و ۵۰ کارتن L-301 و کل L-303 باقی می‌ماند. برداشت بر اساس تاریخ ورود، اول L-301 را می‌فرستاد و L-302 شش روز بعد در انبار منقضی می‌شد. سری منقضی‌شده نباید به دست مشتری برسد؛ جای آن سند کاهش ارزش یا برگشت به تأمین‌کننده است.

شناسایی ویژه

بند ۲۳ IAS 2 برای اقلامی که معمولاً قابل جایگزینی نیستند و کالایی که برای پروژه مشخص ساخته می‌شود، شناسایی ویژه را الزامی می‌کند: هر واحد یا سری بهای واقعی خودش را دارد. اگر فروشنده‌ای سه دستگاه ژنراتور به بهای ۴٬۱۰۰، ۴٬۳۵۰ و ۴٬۶۰۰ بخرد و دستگاه دوم را بفروشد، بهای تمام‌شده فروش دقیقاً ۴٬۳۵۰ است، در حالی که FIFO ۴٬۱۰۰ ثبت می‌کرد. برای کالای معمولی و قابل جایگزینی، شناسایی ویژه مناسب نیست، چون انتخاب واحدی که ارسال می‌شود عملاً انتخاب سود است.

ردیابی رو به عقب و رو به جلو

شجره سری ساخت، مواد صادره به هر سفارش تولید را به سری‌های محصولی که از آن سفارش به دست آمده وصل می‌کند. ردیابی رو به عقب پاسخ می‌دهد: «کدام سری‌های مواد در سری محصول FG-118 مصرف شده‌اند؟». ردیابی رو به جلو به پرسش فراخوان پاسخ می‌دهد: «تأمین‌کننده از ایراد سری شیرخشک MP-77 خبر داده؛ کدام سفارش‌ها، سری‌های محصول و مشتریان آن را گرفته‌اند؟». با این پیوند، فراخوان به چند مشتری محدود می‌شود، نه همه آن‌ها.

ضایعات، پیمانکاری فرعی و سایر هزینه‌های مستقیم

ضایعات عادی هدررفتی است که هر فرایند سالمی دارد. بهای آن در کالای در جریان ساخت می‌ماند و بهای واحدهای سالم را بالا می‌برد. ضایعات غیرعادی مازاد بر آن است؛ IAS 2 اجازه نمی‌دهد در موجودی بماند، پس به بهای تمام‌شده از کالای در جریان ساخت خارج و به حساب زیان منتقل می‌شود.

در همان سفارش PO-104، خرابی دستگاه ۴ قاب میز را از بین می‌برد. بهای استاندارد هر میز ۱۸۹٫۵ است (۱۷٬۰۰۰ مواد، ۹٬۵۰۰ دستمزد و ۱۱٬۴۰۰ سربار برای ۲۰۰ میز)، پس زیان غیرعادی ۴ × ۱۸۹٫۵ = ۷۵۸ است: زیان ضایعات غیرعادی ۷۵۸ بدهکار، کالای در جریان ساخت ۷۵۸ بستانکار. ضایعات عادی سند جداگانه ندارد؛ سفارش با همان بها، واحد سالم کمتری تحویل می‌دهد.

بعضی هزینه‌ها به یک سفارش تعلق دارند ولی مواد یا دستمزد داخلی نیستند: کارگاه بیرونی که قاب‌ها را رنگ پودری می‌کند، دستمزد طراحی، قالب یا ابزار ویژه. این‌ها را مستقیم به‌عنوان هزینه مستقیم به سفارش بزنید. اگر کارگاه رنگ برای ۲۰۰ قاب، هر کدام ۶، صورتحساب بدهد، سند چنین است: کالای در جریان ساخت ۱٬۲۰۰ بدهکار، تأمین‌کننده ۱٬۲۰۰ بستانکار؛ کارت هزینه سفارش این ۱٬۲۰۰ را در ردیف جداگانه نشان می‌دهد. در هزینه‌یابی مرحله‌ای این هزینه‌ها جزو هزینه‌های تبدیل‌اند.

برنامه‌ریزی احتیاجات مواد (MRP)

برنامه‌ریزی احتیاجات مواد از آنچه قرار است تولید شود به عقب برمی‌گردد و به آنچه باید خرید می‌رسد: فهرست مواد را سطح به سطح باز می‌کند و نیاز ناخالص را به دست می‌آورد، موجودی انبار و مقداری را که قبلاً به سفارش‌های باز حواله شده کسر می‌کند و باقی‌مانده، نیاز خالص است.

تولیدی مبلمان سفارش PO-104 را باز دارد (۲۰۰ میز که مواد آن حواله شده) و ۳۰۰ میز دیگر هم برنامه‌ریزی کرده است. هر میز ۸٫۵ کیلوگرم ورق فولادی، یک صفحه بلوط و ۱۶ پیچ لازم دارد.

مادهنیاز ناخالص (۵۰۰ میز)حواله‌شده به PO-104موجودی انبارنیاز خالص
ورق فولادی (کیلوگرم)۴٬۲۵۰۱٬۷۰۰۱٬۵۰۰۱٬۰۵۰
صفحه بلوط۵۰۰۲۰۰۱۲۰۱۸۰
پیچ۸٬۰۰۰۳٬۲۰۰۶٬۰۰۰صفر (۱٬۲۰۰ مازاد)

نیاز خالص به پیشنهاد خرید تبدیل می‌شود و معمولاً تا نقطه سفارش یا حداکثر موجودی تعیین‌شده برای کالا گرد می‌شود. همین برنامه بار ظرفیت را هم می‌دهد: اگر مونتاژ هر میز ۲ ساعت کار ببرد، ۳۰۰ میز ۶۰۰ ساعت اضافه می‌کند که باید پیش از قول دادن تاریخ تحویل با ظرفیت عادی دایره مقایسه شود.

صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته

صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده نشان می‌دهد هزینه‌های تولید یک دوره چطور به کالای ساخته‌شده و سپس به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته تبدیل می‌شود. نمونه کامل همان ماه در مثال سربار برای تولیدی مبلمان، با انتقال ۳٬۰۰۰ سربار کمتر جذب‌شده به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته:

شرحمبلغ
موجودی مواد اولیه اول دوره۱۲٬۰۰۰
به‌علاوه: خرید مواد اولیه۸۸٬۰۰۰
کسر می‌شود: موجودی مواد اولیه پایان دوره(۱۵٬۰۰۰)
مواد مستقیم مصرفی۸۵٬۰۰۰
دستمزد مستقیم (۱٬۷۰۰ ساعت × ۲۵)۴۲٬۵۰۰
سربار ساخت جذب‌شده۵۱٬۰۰۰
جمع هزینه‌های تولید۱۷۸٬۵۰۰
به‌علاوه: موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره۲۰٬۰۰۰
کسر می‌شود: موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره(۲۴٬۰۰۰)
بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده۱۷۴٬۵۰۰
به‌علاوه: موجودی کالای ساخته‌شده اول دوره۳۰٬۰۰۰
کسر می‌شود: موجودی کالای ساخته‌شده پایان دوره(۳۶٬۰۰۰)
بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته پیش از تعدیل سربار۱۶۸٬۵۰۰
به‌علاوه: سربار کمتر جذب‌شده۳٬۰۰۰
بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته۱۷۱٬۵۰۰

رقم آخر همان سطر بهای تمام‌شده در صورت سود و زیان است. اگر مواد، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته‌شده حساب‌های جدا داشته باشند، این صورت مستقیم از دفاتر تهیه می‌شود.

انبار و حسابداری صنعتی در حسابدار من

ماژول انبار و حسابداری صنعتی حسابدار من روی همان دفتر دوطرفه بقیه حساب‌ها کار می‌کند. این ماژول برای هر کسب‌وکار جداگانه از تنظیمات فعال می‌شود و هنگام فعال‌سازی، حساب‌های موجودی، کالای در جریان ساخت، کالای ساخته‌شده، بهای تمام‌شده و انحرافات را در کدینگ حساب‌ها پیدا می‌کند و هر کدام را که نباشد می‌سازد.

انبار. هر کالا با روش FIFO، میانگین موزون متحرک یا بهای استاندارد ارزیابی می‌شود، به تفکیک کالا و انبار، و کالاهایی که با سری ساخت یا سریال ردیابی می‌شوند می‌توانند از روش شناسایی ویژه استفاده کنند. رسید خرید، برگشت از خرید، حواله مصرف، حواله فروش (با امکان ثبت درآمد)، انتقال بین انبارها، تعدیل، هزینه‌های تکمیلی خرید و کاهش ارزش تا خالص ارزش فروش همه اسناد انبارند و انبارگردانی، سند تعدیل را خودش می‌سازد. گردش‌ها برای هر کالا و انبار به ترتیب دقیق تاریخ ثبت می‌شوند و موجودی منفی نمی‌شود؛ برای همین لایه‌های FIFO و میانگین‌ها همیشه قابل بازسازی‌اند.

دفاتر. هر سند انبار یا تولید که قطعی شود، خودکار یک سند حسابداری تراز می‌سازد. این اسناد دستی ویرایش نمی‌شوند؛ سند انبار مبدأ را باطل می‌کنید و گزارش مغایرت‌گیری نشان می‌دهد دفتر انبار با دفتر کل برابر است. گزارش‌های انبار شامل موجودی کالا، کاردکس کالا، خلاصه گردش، سن موجودی و فهرست نقطه سفارش است.

تولید. فهرست مواد (BOM) درصد ضایعات و مراحل عملیات دارد و بهای استاندارد محصول از آن محاسبه می‌شود. سفارش تولید بر پایه هزینه‌یابی سفارش کار است: حواله مواد، ثبت دستمزد مستقیم، جذب سربار با نرخ از پیش تعیین‌شده (ساعت کار مستقیم، ساعت ماشین، مبلغ دستمزد یا تعداد تولید)، رسید محصول به بهای استاندارد یا واقعی و بستن سفارش همراه انحرافات تولید. کارت هزینه سفارش انحراف مقدار و نرخ مواد، نرخ و کارایی دستمزد و انحراف سربار را نشان می‌دهد.

سری ساخت، سریال و برنامه‌ریزی. هر کالا را می‌توان با سری ساخت یا شماره سریال ردیابی کرد و با تعیین عمر مفید، تاریخ انقضای هر سری جدید خودکار تعیین می‌شود. حواله‌ها از سری‌هایی که انتخاب می‌کنید برمی‌دارند یا خودکار به روش FEFO تخصیص می‌دهند و حواله فروش سری‌های منقضی را کنار می‌گذارد. گزارش‌ها موجودی هر سری با تاریخ انقضا، سری‌های نزدیک به انقضا، ردیابی رو به عقب و رو به جلو و سابقه هر شماره سریال را نشان می‌دهند. سفارش تولید ضایعات عادی و غیرعادی را ثبت می‌کند و هزینه‌های مستقیم مثل پیمانکاری فرعی به سفارش یا دایره تولید منظور می‌شود. گزارش MRP فهرست مواد چندسطحی را برای سفارش‌های باز و برنامه تولید اختیاری باز می‌کند، با موجودی مقایسه می‌کند و مقدار سفارش مجدد را پیشنهاد می‌دهد و گزارش بار ظرفیت، ساعت لازم را با ظرفیت عادی هر مرکز هزینه تولیدی مقایسه می‌کند.

پایان دوره. سربار دوایر خدماتی به روش مستقیم، یک‌طرفه یا دوطرفه تسهیم می‌شود و بستن سربار، سربار کمتر یا بیشتر جذب‌شده را به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته می‌برد یا تسهیم می‌کند. هزینه‌یابی مرحله‌ای واحدهای معادل را به روش میانگین موزون یا FIFO محاسبه می‌کند و بهای انتقالی از دایره قبل، ضایعات عادی و غیرعادی، محصولات مشترک (مقداری، ارزش فروش یا خالص ارزش فروش) و محصولات فرعی را پوشش می‌دهد. صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته، تحلیل سه‌انحرافی سربار و سودآوری محصول هم در گزارش‌ها هست.

همه این امکانات با تقویم شمسی کار می‌کند و از راه API حسابداری هم در دسترس است، همراه وب‌هوک‌هایی مثل stock_document.posted. نمای کامل امکانات در صفحه امکانات و تعریف اصطلاحات در واژه‌نامه آمده است. بودجه، نقطه سربه‌سر و گزارش حاشیه فروش که بر پایه همین بهای تمام‌شده ساخته می‌شوند، در راهنمای حسابداری مدیریت توضیح داده شده‌اند.

اشتباهات رایج در انبار و بهای تمام‌شده

  1. جذب ظرفیت بلااستفاده در موجودی: سربار ثابت فقط تا سطح ظرفیت عادی به موجودی می‌رود.
  2. نادیده گرفتن خالص ارزش فروش: کالای راکد و آسیب‌دیده باید آزمون و کاهش ارزش شود.
  3. تغییر بی‌دلیل روش ارزیابی: رفتن از FIFO به میانگین، تغییر در رویه حسابداری است و افشا و ارقام مقایسه‌ای می‌خواهد.
  4. باز گذاشتن سربار کمتر یا بیشتر جذب‌شده: تا بسته یا تسهیم نشود، سود ناخالص ماهانه را مخدوش می‌کند.
  5. ثبت رسید با تاریخ گذشته: در سیستم دائمی، رسید دیرهنگام بهای همه حواله‌های بعدی را تغییر می‌دهد؛ به ترتیب تاریخ ثبت کنید یا با سند تعدیل اصلاح کنید.
  6. جدا افتادن انبار و دفاتر: سند دستی روی حساب‌های موجودی ارتباط با گزارش انبار را می‌شکند. هر ماه مغایرت‌گیری کنید.
  7. باقی گذاشتن ضایعات غیرعادی در کالای در جریان ساخت: بهای واحدهای سالم را بالا می‌برد؛ همان زمان وقوع به حساب زیان منتقل کنید.

مرجع رسمی و راهنماهای عمیق‌تر

استاندارد حسابداری شماره ۸ ایران («حسابداری موجودی مواد و کالا») مبنای اندازه‌گیری موجودی است؛ متن رسمی را از سازمان حسابرسی بگیرید. اگر دنبال اجزای بهای تمام‌شده، نرخ سربار و صورت بهای تمام‌شده با مثال کامل هستید، راهنمای حسابداری صنعتی و بهای تمام‌شده را بخوانید. اثر قیمت خرید بر سود هر واحد و حداقل فروش لازم را در راهنمای نقطه سربه‌سر و ارزش افزوده خرید مواد را در راهنمای مالیات بر ارزش افزوده ببینید.

راه‌اندازی انبار و حسابداری صنعتی در حسابدار من

  1. 1

    فعال‌سازی ماژول

    در تنظیمات کسب‌وکار، انبار و حسابداری صنعتی را فعال کنید. حسابدار من حساب‌های موجودی، کالای در جریان ساخت، کالای ساخته‌شده، بهای تمام‌شده و انحرافات را در کدینگ پیدا می‌کند و حساب‌های ناموجود را می‌سازد.

  2. 2

    تعریف اطلاعات پایه

    واحدهای سنجش، انبارها، گروه‌های کالا و کالاها را تعریف کنید و پیش از اولین گردش هر کالا، روش FIFO، میانگین موزون متحرک، بهای استاندارد یا شناسایی ویژه و در صورت نیاز ردیابی سری ساخت یا سریال را برایش انتخاب کنید.

  3. 3

    ثبت موجودی اول دوره

    مقدار و بهای واحد موجودی اول دوره را برای هر انبار ثبت کنید تا دفتر انبار از ابتدا با حساب‌های موجودی برابر باشد.

  4. 4

    نرخ‌ها و فهرست مواد

    برای هر مرکز هزینه تولیدی نرخ دستمزد و نرخ از پیش تعیین‌شده سربار بگذارید، فهرست مواد را با درصد ضایعات و مراحل عملیات بسازید و بهای استاندارد را محاسبه کنید.

  5. 5

    اجرای تولید

    سفارش تولید را آزاد کنید، مواد را حواله کنید، دستمزد و سربار را ثبت کنید و محصول را تحویل بگیرید؛ برای دوایر تولید پیوسته، هزینه‌یابی مرحله‌ای را اجرا کنید.

  6. 6

    بستن دوره

    سربار دوایر خدماتی را تسهیم کنید، سربار کمتر یا بیشتر جذب‌شده را ببندید، سفارش‌های تمام‌شده را ببندید و صورت بهای تمام‌شده و مغایرت انبار با دفاتر را بررسی کنید.

پرسش‌های متداول

حسابداری انبار در ایران از کدام روش ارزیابی استفاده می‌کند؟

+

استاندارد شماره ۸ ایران مثل IAS 2 روش‌های FIFO و میانگین موزون را می‌پذیرد و LIFO مجاز نیست. بهای استاندارد هم وقتی نزدیک به بهای واقعی باشد قابل استفاده است. حسابدار من هر سه روش را دارد و LIFO ارائه نمی‌شود.

فرق روش FIFO با میانگین موزون چیست؟

+

در FIFO، کالای صادره ابتدا به قیمت قدیمی‌ترین خریدها بها می‌گیرد و موجودی پایان دوره به قیمت‌های تازه می‌ماند. در میانگین موزون، هر صدور به میانگین بهای کالای موجود ثبت می‌شود. جمع بها یکی است و فقط تقسیم آن بین بهای تمام‌شده فروش و موجودی پایان دوره فرق می‌کند.

آیا روش LIFO مجاز است؟

+

طبق IAS 2 خیر. برای اقلام قابل جایگزینی FIFO و میانگین موزون و برای اقلام غیرقابل جایگزینی شناسایی ویژه پذیرفته است و بهای استاندارد وقتی به بهای واقعی نزدیک باشد قابل استفاده است. حسابدار من روش LIFO را ارائه نمی‌کند.

نرخ از پیش تعیین‌شده سربار چیست؟

+

سربار بودجه‌شده تولید تقسیم بر سطح فعالیت بودجه‌شده، مثل ساعت کار مستقیم یا ساعت ماشین، که پیش از شروع دوره تعیین می‌شود. سفارش‌ها با همین نرخ سربار جذب می‌کنند و تفاوت آن با سربار واقعی در پایان دوره بسته می‌شود.

سربار کمتر جذب‌شده را چطور ثبت کنیم؟

+

اگر مبلغ کم‌اهمیت است، به بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته منتقل کنید و اگر با اهمیت است، بین کالای در جریان ساخت، کالای ساخته‌شده و بهای تمام‌شده فروش تسهیم کنید. سربار ثابتی که به دلیل تولید بسیار کمتر از ظرفیت عادی جذب نشده، هزینه دوره است.

واحدهای معادل در هزینه‌یابی مرحله‌ای یعنی چه؟

+

واحدهای معادل، واحدهای نیمه‌تمام را به تعداد واحدهای کامل تبدیل می‌کنند. ۴٬۰۰۰ واحدی که ۵۰٪ هزینه تبدیل را جذب کرده‌اند برابر ۲٬۰۰۰ واحد معادل تبدیل‌اند. بهای دایره تقسیم بر واحدهای معادل، بهای هر واحد را می‌دهد.

کارخانه کی باید هزینه‌یابی سفارش کار را به‌جای مرحله‌ای انتخاب کند؟

+

وقتی هر سفارش با دیگری فرق دارد و بهای همان سفارش را لازم دارید، مثل مبلمان سفارشی یا ماشین‌آلات، هزینه‌یابی سفارش کار مناسب است. وقتی محصولات یکسان به‌طور پیوسته از دوایر تولیدی عبور می‌کنند، مثل مواد غذایی، شیمیایی یا سیمان، هزینه‌یابی مرحله‌ای.

فرق FEFO با FIFO چیست؟

+

FIFO روش تعیین بهاست و صادره را به بهای قدیمی‌ترین خریدها ثبت می‌کند. FEFO (اولین منقضی‌شونده، اولین صادره) قاعده برداشت از انبار است و سری‌ای را که زودتر منقضی می‌شود زودتر ارسال می‌کند. می‌توان موجودی را با FIFO یا میانگین موزون ارزیابی کرد و همچنان به روش FEFO برداشت کرد.

حسابدار من ردیابی سری ساخت و شماره سریال دارد؟

+

بله. هر کالا را می‌توان با سری ساخت یا شماره سریال ردیابی کرد و تاریخ انقضا از عمر مفید کالا تعیین می‌شود. حواله‌ها از سری‌های انتخابی یا به روش FEFO برمی‌دارند، حواله فروش سری‌های منقضی را کنار می‌گذارد و گزارش‌های ردیابی، مسیر مواد را از سفارش تولید تا مشتری رو به عقب و رو به جلو دنبال می‌کنند.

آیا حسابدار من دفتر انبار را با دفتر کل هماهنگ نگه می‌دارد؟

+

بله. هر سند انبار یا تولید که قطعی شود خودکار یک سند حسابداری تراز می‌سازد، این اسناد فقط با ابطال سند مبدأ تغییر می‌کنند و گزارش مغایرت‌گیری، دفتر انبار را با حساب‌های دفتر کل مقایسه می‌کند.

بازبینی و به‌روزرسانی توسط تیم تحریریه حسابدار من. انتشار:

داشبورد حسابداری مدیریت با نمودار مقایسه بودجه و واقعی، نمودار نقطه سربه‌سر، سهم بخش‌ها و هدف سود
گزارشگری۲۰ دقیقه مطالعه

حسابداری مدیریت برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط: بودجه، نقطه سربه‌سر، بهای تمام‌شده و تصمیم‌گیری

حسابداری مدیریت داده‌های دفاتر را به برنامه و تصمیم تبدیل می‌کند: بودجه ماهانه و مقایسه آن با واقعی، بودجه انعطاف‌پذیر که اثر حجم را از اثر هزینه جدا می‌کند، نقطه سربه‌سر و تحلیل CVP، گزارش بخش‌ها بر مبنای حاشیه فروش، هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت، نسبت‌های کلیدی و تحلیل هزینه‌های مربوط.

خواندن راهنما →
تهیه صورت‌های مالی: ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد از یک دفتر واحد
گزارشگری۱۲ دقیقه مطالعه

تهیه صورت‌های مالی: ترازنامه، سود و زیان و جریان وجوه نقد با مثال کامل

صورت‌های مالی اساسی شامل ترازنامه، صورت سود و زیان، صورت جریان‌های نقدی و صورت تغییرات در حقوق مالکانه است. سود خالص به حقوق مالکانه می‌رود، حقوق مالکانه با ترازنامه می‌خواند و نقد پایان دوره با سرفصل بانک یکی است.

خواندن راهنما →
کدینگ حسابداری و سرفصل حساب‌ها به‌صورت درختی با گروه، کل و معین
راه‌اندازی۱۱ دقیقه مطالعه

کدینگ حسابداری و سرفصل حساب‌ها: گروه، کل، معین و تفصیلی

کدینگ حسابداری فهرست شماره‌گذاری‌شده حساب‌ها در چهار سطح گروه، کل، معین و تفصیلی است. قالبی متناسب با استاندارد خود انتخاب کنید، به‌جای حساب‌سازی از تفصیلی‌ها استفاده کنید و برای هر حساب طبقه درست تعیین کنید.

خواندن راهنما →

این راهنما را در عمل پیاده کنید

در چند دقیقه اولین کسب‌وکارتان را بسازید و یک سند تراز ثبت کنید. حساب‌های جدید اعتبار رایگان می‌گیرند.