رفتن به محتوای اصلی
حسابدار من
گزارشگری

نقطه سربه‌سر: فرمول، مثال و نمودار

نقطه سربه‌سر سطحی از فروش است که در آن درآمد با کل هزینه‌ها برابر و سود صفر است. تعداد سربه‌سر برابر هزینه‌های ثابت تقسیم بر حاشیه فروش هر واحد و مبلغ سربه‌سر برابر هزینه‌های ثابت تقسیم بر نسبت حاشیه فروش است.

نوشته تیم تحریریه حسابدار من۱۱ دقیقه مطالعهبه‌روزرسانی:
نقطه سربه‌سر: نمودار خطوط درآمد، هزینه کل و هزینه ثابت با ناحیه سود و زیان و حاشیه ایمنی

نقطه سربه‌سر یعنی سطحی از فروش که در آن درآمد دقیقاً برابر کل هزینه‌هاست و سود و زیان صفر است. فرمول آن ساده است: نقطه سربه‌سر تعدادی برابر است با هزینه‌های ثابت تقسیم بر حاشیه فروش هر واحد (قیمت فروش منهای هزینه متغیر هر واحد) و نقطه سربه‌سر ریالی برابر است با هزینه‌های ثابت تقسیم بر نسبت حاشیه فروش.

در این راهنما تیم تحریریه «حسابدار من» نقطه سربه‌سر را با یک کارگاه فرضی تولید کیف چرمی قدم به قدم حساب می‌کند: تفکیک هزینه ثابت و متغیر، حاشیه فروش، نمودار، حاشیه ایمنی، اهرم عملیاتی، فروش لازم برای سود هدف پیش و پس از مالیات، چند محصولی بودن و حساسیت به افزایش قیمت‌ها. جایگاه این تحلیل در کنار بقیه ابزارهای مدیریتی در راهنمای حسابداری مدیریت آمده است.

هزینه ثابت و هزینه متغیر چه فرقی دارند؟

هزینه متغیر با هر واحد تولید یا فروش بیشتر، به همان نسبت زیاد می‌شود؛ هزینه ثابت در یک دامنه مشخص فعالیت، مستقل از حجم ثابت می‌ماند. تحلیل هزینه، حجم، سود (CVP) بدون این تفکیک ممکن نیست.

هزینهرفتارتوضیح
چرم، نخ، یراقمتغیربرای هر کیف مصرف می‌شود
دستمزد کارمزدی (به ازای هر قطعه)متغیرفقط وقتی کیف دوخته شود پرداخت می‌شود
بسته‌بندی، ارسال و پورسانت فروشمتغیربه ازای هر فروش
اجاره کارگاهثابتتا پایان قرارداد ثابت است
حقوق ثابت کارکنانثابتمستقل از تعداد تولید ماه
استهلاک دستگاه‌هاثابتبه روش خط مستقیم
برق و گاز کارگاهنیمه‌متغیریک بخش ثابت (روشنایی، گرمایش) و یک بخش وابسته به کار دستگاه

هزینه نیمه‌متغیر را چطور تفکیک کنیم؟

ساده‌ترین روش، روش حداکثر و حداقل است: ماه با بیشترین فعالیت و ماه با کمترین فعالیت را مقایسه کنید. فرض کنید هزینه برق کارگاه در ماهی با ۹۰۰ کیف تولید ۱۳۰ میلیون ریال و در ماهی با ۵۰۰ کیف ۹۰ میلیون ریال بوده است:

  • هزینه متغیر هر واحد = (۱۳۰ منهای ۹۰ میلیون) ÷ (۹۰۰ منهای ۵۰۰) = ۱۰۰٬۰۰۰ ریال
  • بخش ثابت ماهانه = ۱۳۰ میلیون منهای (۹۰۰ × ۱۰۰٬۰۰۰) = ۴۰ میلیون ریال

اگر داده چند ماه دارید، رگرسیون خطی در صفحه‌گسترده دقیق‌تر است، چون فقط به دو نقطه تکیه نمی‌کند. در دوره‌های تورمی، پیش از مقایسه ماه‌ها اثر افزایش تعرفه را حذف کنید؛ وگرنه افزایش قیمت، متغیر به نظر می‌رسد.

حاشیه فروش چیست؟

حاشیه فروش (حاشیه مشارکت) یعنی قیمت فروش منهای هزینه‌های متغیر؛ مبلغی که هر واحد فروش برای پوشش هزینه‌های ثابت و سپس سود باقی می‌گذارد. نسبت حاشیه فروش همین مبلغ تقسیم بر قیمت است.

کارگاه مثال ما این ارقام را دارد (هر کیف):

قلممبلغ (ریال)
قیمت فروش (بدون مالیات بر ارزش افزوده)۴٬۰۰۰٬۰۰۰
چرم و یراق(۱٬۶۰۰٬۰۰۰)
دستمزد کارمزدی(۵۰۰٬۰۰۰)
بسته‌بندی، ارسال و پورسانت(۴۰۰٬۰۰۰)
حاشیه فروش هر واحد۱٬۵۰۰٬۰۰۰
نسبت حاشیه فروش۳۷٫۵٪

هزینه‌های ثابت ماهانه: اجاره ۲۵۰، حقوق ثابت ۴۵۰، استهلاک ۵۰ و بازاریابی ۱۵۰، جمعاً ۹۰۰ میلیون ریال (۹۰ میلیون تومان).

نقطه سربه‌سر چگونه محاسبه می‌شود؟

نقطه سربه‌سر تعدادی = هزینه‌های ثابت ÷ حاشیه فروش هر واحد. نقطه سربه‌سر ریالی = هزینه‌های ثابت ÷ نسبت حاشیه فروش، یا همان تعداد ضرب در قیمت.

  1. هزینه‌های ثابت دوره را جمع بزنید: ۹۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال در ماه.
  2. حاشیه فروش هر واحد را حساب کنید: ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ منهای ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ = ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال.
  3. تعداد سربه‌سر: ۹۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ÷ ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ = ۶۰۰ کیف در ماه.
  4. مبلغ سربه‌سر: ۶۰۰ × ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ = ۲٬۴۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال (۲۴۰ میلیون تومان)؛ یا ۹۰۰ میلیون ÷ ۰٫۳۷۵ که همان نتیجه را می‌دهد.
  5. کنترل کنید: در ۶۰۰ کیف، حاشیه کل ۹۰۰ میلیون ریال است و دقیقاً هزینه ثابت را می‌پوشاند.

اگر تعداد سربه‌سر اعشاری شد، همیشه به بالا گرد کنید؛ ۶۰۰٫۴ کیف یعنی ۶۰۱ کیف.

نمودار نقطه سربه‌سر چه چیزی را نشان می‌دهد؟

در نمودار CVP، محور افقی تعداد فروش و محور عمودی مبلغ ریالی است. سه خط رسم می‌شود: خط افقی هزینه ثابت، خط هزینه کل که از روی خط هزینه ثابت شروع می‌شود و با شیب هزینه متغیر بالا می‌رود، و خط درآمد که از مبدأ با شیب قیمت فروش بالا می‌رود. محل تقاطع خط درآمد و هزینه کل، نقطه سربه‌سر است؛ سمت چپ آن ناحیه زیان و سمت راست ناحیه سود.

نقاط نمودار برای کارگاه مثال (میلیون ریال):

تعداد فروشدرآمدهزینه ثابتهزینه کلسود (زیان)
صفرصفر۹۰۰۹۰۰(۹۰۰)
۳۰۰۱٬۲۰۰۹۰۰۱٬۶۵۰(۴۵۰)
۶۰۰۲٬۴۰۰۹۰۰۲٬۴۰۰صفر
۹۰۰۳٬۶۰۰۹۰۰۳٬۱۵۰۴۵۰
۱٬۲۰۰۴٬۸۰۰۹۰۰۳٬۹۰۰۹۰۰

فاصله عمودی بین خط درآمد و خط هزینه کل در هر نقطه، سود یا زیان همان سطح فروش است. هر کیف بیشتر از ۶۰۰، دقیقاً ۱٫۵ میلیون ریال به سود اضافه می‌کند.

حاشیه ایمنی و اهرم عملیاتی چه می‌گویند؟

حاشیه ایمنی فاصله فروش بودجه‌شده یا واقعی تا نقطه سربه‌سر است؛ یعنی فروش چقدر می‌تواند کم شود تا شرکت وارد زیان شود. درجه اهرم عملیاتی نشان می‌دهد یک درصد تغییر فروش، سود عملیاتی را چند درصد تغییر می‌دهد.

اگر کارگاه برای ماه آینده ۸۰۰ کیف فروش پیش‌بینی کند:

شاخصمحاسبهنتیجه
درآمد پیش‌بینی‌شده۸۰۰ × ۴ میلیون۳٬۲۰۰ میلیون ریال
حاشیه ایمنی (تعداد)۸۰۰ منهای ۶۰۰۲۰۰ کیف
حاشیه ایمنی (ریالی)۳٬۲۰۰ منهای ۲٬۴۰۰۸۰۰ میلیون ریال
درصد حاشیه ایمنی۸۰۰ ÷ ۳٬۲۰۰۲۵٪
حاشیه فروش کل۸۰۰ × ۱٫۵ میلیون۱٬۲۰۰ میلیون ریال
سود عملیاتی۱٬۲۰۰ منهای ۹۰۰۳۰۰ میلیون ریال
درجه اهرم عملیاتی۱٬۲۰۰ ÷ ۳۰۰۴

درجه اهرم ۴ یعنی ۱۰٪ فروش بیشتر (۸۸۰ کیف) سود را ۴۰٪ بالا می‌برد و به ۴۲۰ میلیون ریال می‌رساند؛ اما ۱۰٪ فروش کمتر هم سود را ۴۰٪ پایین می‌آورد. درجه اهرم همیشه عکس درصد حاشیه ایمنی است (۱ ÷ ۲۵٪ = ۴)، پس هر چه به نقطه سربه‌سر نزدیک‌تر باشید، سود حساس‌تر است. کسب‌وکاری با هزینه ثابت سنگین (اجاره بالا، ماشین‌آلات گران) اهرم عملیاتی بیشتری دارد: در رونق سود بیشتری می‌سازد و در رکود زودتر زیان می‌دهد.

برای رسیدن به سود هدف چقدر باید فروخت؟

تعداد لازم برای سود هدف پیش از مالیات = (هزینه‌های ثابت + سود هدف) ÷ حاشیه فروش هر واحد. برای سود هدف پس از مالیات، ابتدا آن را به سود پیش از مالیات تبدیل کنید: سود پس از مالیات ÷ (۱ منهای نرخ مالیات).

  • سود هدف ۴۵۰ میلیون ریال پیش از مالیات: (۹۰۰ + ۴۵۰) ÷ ۱٫۵ = ۹۰۰ کیف.
  • سود هدف ۳۶۰ میلیون ریال پس از مالیات با نرخ ۲۵٪: سود پیش از مالیات لازم ۳۶۰ ÷ ۰٫۷۵ = ۴۸۰؛ تعداد لازم (۹۰۰ + ۴۸۰) ÷ ۱٫۵ = ۹۲۰ کیف، یعنی درآمد ۳٬۶۸۰ میلیون ریال.

نرخ ۲۵٪ نرخ عمومی مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی طبق ماده ۱۰۵ قانون مالیات‌های مستقیم است. کارگاهی که به نام شخص حقیقی فعالیت می‌کند مشمول نرخ‌های پلکانی مشاغل است و ممکن است از معافیت‌های سالانه استفاده کند؛ نرخ و معافیت هر سال را از سازمان امور مالیاتی بررسی کنید. چون مالیات سالانه حساب می‌شود، تحلیل پس از مالیات را روی ارقام سالانه انجام دهید، نه ماهانه.

نقطه سربه‌سر برای چند محصول چگونه حساب می‌شود؟

وقتی چند محصول با حاشیه‌های متفاوت فروخته می‌شوند، نقطه سربه‌سر به ترکیب فروش بستگی دارد. حاشیه فروش موزون (میانگین حاشیه هر واحد بر اساس سهم هر محصول از تعداد فروش) را حساب کنید و هزینه ثابت را بر آن تقسیم کنید.

فرض کنید کارگاه کمربند چرمی هم می‌فروشد: قیمت ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ ریال، هزینه متغیر ۷۰۰٬۰۰۰ ریال و حاشیه ۵۰۰٬۰۰۰ ریال. از هر ۱۰ قلم فروش، ۴ کیف و ۶ کمربند است:

کیفکمربندموزون
حاشیه هر واحد (ریال)۱٬۵۰۰٬۰۰۰۵۰۰٬۰۰۰
سهم از تعداد فروش۴۰٪۶۰٪
حاشیه موزون۶۰۰٬۰۰۰۳۰۰٬۰۰۰۹۰۰٬۰۰۰

نقطه سربه‌سر = ۹۰۰ میلیون ÷ ۹۰۰٬۰۰۰ = ۱٬۰۰۰ قلم، یعنی ۴۰۰ کیف و ۶۰۰ کمربند، با درآمد ۲٬۳۲۰ میلیون ریال. حالا اگر ترکیب به ۳۰٪ کیف و ۷۰٪ کمربند برسد، حاشیه موزون به ۸۰۰٬۰۰۰ ریال می‌افتد و نقطه سربه‌سر به ۱٬۱۲۵ قلم می‌رسد، بی‌آنکه قیمت یا هزینه‌ای تغییر کرده باشد. فروش بیشتر کالای کم‌حاشیه می‌تواند درآمد را بالا و سود را پایین ببرد.

تورم و افزایش قیمت‌ها نقطه سربه‌سر را چطور جابه‌جا می‌کنند؟

در تورم، هزینه‌های متغیر معمولاً زودتر از قیمت فروش بالا می‌روند و حاشیه فروش را می‌خورند؛ نتیجه، بالا رفتن نقطه سربه‌سر است. تحلیل حساسیت نشان می‌دهد برای حفظ همان نقطه سربه‌سر، قیمت باید چقدر و چه زمانی اصلاح شود.

سناریوقیمتهزینه متغیرحاشیه هر واحدهزینه ثابت (میلیون ریال)نقطه سربه‌سر
وضع فعلی۴٬۰۰۰٬۰۰۰۲٬۵۰۰٬۰۰۰۱٬۵۰۰٬۰۰۰۹۰۰۶۰۰ کیف
چرم ۲۵٪ گران‌تر، قیمت ثابت۴٬۰۰۰٬۰۰۰۲٬۹۰۰٬۰۰۰۱٬۱۰۰٬۰۰۰۹۰۰۸۱۹ کیف
چرم گران‌تر، قیمت ۱۰٪ بالاتر۴٬۴۰۰٬۰۰۰۲٬۹۰۰٬۰۰۰۱٬۵۰۰٬۰۰۰۹۰۰۶۰۰ کیف
همان، به‌علاوه هزینه ثابت ۲۰٪ بیشتر۴٬۴۰۰٬۰۰۰۲٬۹۰۰٬۰۰۰۱٬۵۰۰٬۰۰۰۱٬۰۸۰۷۲۰ کیف

افزایش ۲۵ درصدی چرم، بدون تغییر قیمت، نقطه سربه‌سر را ۳۶٪ بالا می‌برد. با همان فروش ۸۰۰ کیف، حاشیه ایمنی ۲۵ درصدی از بین می‌رود و کارگاه به‌جای ۳۰۰ میلیون ریال سود، ۲۰ میلیون ریال زیان می‌دهد (۸۰۰ × ۱٫۱ میلیون منهای ۹۰۰ میلیون). نکته دوم: اصلاح قیمت به اندازه افزایش هزینه متغیر (۴۰۰٬۰۰۰ ریال) نقطه سربه‌سر را برمی‌گرداند، اما وقتی اجاره و حقوق هم در تمدید سالانه بالا بروند، نقطه سربه‌سر دوباره جابه‌جا می‌شود. در دوره‌های تورمی این تحلیل را ماهانه، نه سالانه، تکرار کنید.

فروش با مالیات بر ارزش افزوده در CVP چطور حساب می‌شود؟

درآمد در تحلیل CVP همیشه بدون مالیات بر ارزش افزوده است، چون این مالیات متعلق به دولت است و فروشنده فقط واسطه وصول آن است. فروش ۱۰ کیف به‌صورت نسیه با نرخ ۱۰٪ (نرخ برای مثال؛ نرخ سال جاری را از بخشنامه سازمان امور مالیاتی ببینید) این‌طور ثبت می‌شود:

حساببدهکار (ریال)بستانکار (ریال)
حساب‌های دریافتنی تجاری۴۴٬۰۰۰٬۰۰۰
فروش۴۰٬۰۰۰٬۰۰۰
مالیات بر ارزش افزوده فروش۴٬۰۰۰٬۰۰۰
بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته۲۱٬۰۰۰٬۰۰۰
موجودی کالای ساخته‌شده۲۱٬۰۰۰٬۰۰۰
جمع۶۵٬۰۰۰٬۰۰۰۶۵٬۰۰۰٬۰۰۰

درآمد CVP همان ۴۰ میلیون ریال است. بهای تمام‌شده ۲۱ میلیون ریالی (چرم و دستمزد کارمزدی) فقط بخشی از هزینه متغیر است؛ پورسانت و ارسال در حساب‌های هزینه فروش ثبت می‌شوند و باید آن‌ها را هم متغیر علامت بزنید. جزئیات ثبت این مالیات در راهنمای مالیات بر ارزش افزوده آمده است.

محدودیت‌های تحلیل نقطه سربه‌سر چیست؟

تحلیل سربه‌سر یک مدل ساده‌شده است و فرض‌هایش باید در تصمیم لحاظ شوند:

  • خطی بودن: فرض می‌شود قیمت و هزینه متغیر هر واحد در همه سطوح ثابت است؛ در واقعیت تخفیف حجمی و خرید عمده هر دو را تغییر می‌دهند.
  • دامنه مربوط: هزینه ثابت فقط در یک دامنه ثابت است. اگر فروش از ظرفیت کارگاه بگذرد، اجاره کارگاه دوم یا شیفت شب، هزینه ثابت را پله‌ای بالا می‌برد.
  • ترکیب ثابت: نقطه سربه‌سر چندمحصولی فقط برای همان ترکیب فروش معتبر است.
  • برابری تولید و فروش: با هزینه‌یابی جذبی، تغییر موجودی بخشی از سربار ثابت را به دوره بعد منتقل می‌کند و سود حسابداری با سود CVP فرق می‌کند.
  • نقطه سربه‌سر نقدی متفاوت است: استهلاک هزینه غیرنقدی است و قسط وام هزینه نیست اما نقد می‌خواهد؛ برای برنامه نقدینگی به بودجه نقدی نگاه کنید.

اشتباهات رایج در محاسبه نقطه سربه‌سر

  1. همه بهای تمام‌شده را متغیر فرض کردن: سربار ثابت تولید (اجاره کارخانه، استهلاک) در بهای تمام‌شده هست اما متغیر نیست.
  2. محاسبه درآمد با مالیات بر ارزش افزوده: حاشیه فروش را بیشتر و نقطه سربه‌سر را کمتر از واقع نشان می‌دهد.
  3. استفاده از هزینه‌های سال قبل در تورم بالا: قیمت‌های جاری مواد و تعرفه‌های جدید را بگذارید.
  4. نادیده گرفتن ترکیب فروش: میانگین حاشیه ساده (نه موزون) چند محصول نتیجه غلط می‌دهد.
  5. اشتباه گرفتن سود هدف پیش و پس از مالیات: سود پس از مالیات را باید بر (۱ منهای نرخ) تقسیم کرد، نه اینکه مالیات را به هزینه ثابت اضافه کرد.
  6. گرد کردن به پایین: تعداد سربه‌سر همیشه به بالا گرد می‌شود.

تحلیل نقطه سربه‌سر در «حسابدار من»

در «حسابدار من» تحلیل CVP بخشی از حسابداری مدیریت است و برای همه کسب‌وکارها فعال است. شروع کار علامت زدن رفتار هزینه حساب‌ها است: هر حساب هزینه ثابت، متغیر یا نیمه‌متغیر (با درصد متغیر) تعیین می‌شود و حساب‌های علامت‌نخورده پیش‌فرض دارند (بهای تمام‌شده فروش متغیر، بقیه ثابت). سپس گزارش CVP:

  • منبع را ارقام واقعی یک بازه تاریخ یا یک بودجه و بازه ماه‌های آن قرار می‌دهد.
  • درآمد، هزینه‌های متغیر، حاشیه فروش و نسبت آن، هزینه‌های ثابت، سود عملیاتی، نقطه سربه‌سر ریالی، حاشیه ایمنی (مبلغ و درصد) و درجه اهرم عملیاتی را نشان می‌دهد.
  • درآمد لازم برای سود هدف را حساب می‌کند و با وارد کردن نرخ مالیات، هدف پس از مالیات را هم پوشش می‌دهد.
  • تغییرات فرضی درصد قیمت، درصد حجم، درصد هزینه متغیر و مبلغ تغییر هزینه ثابت را می‌پذیرد؛ همان تحلیل حساسیت جدول بالا بدون صفحه‌گسترده.
  • وقتی ماژول انبار فعال باشد، تفکیک محصولات با تعداد فروش، قیمت، هزینه متغیر و حاشیه هر واحد، ترکیب فروش، حاشیه موزون و نقطه سربه‌سر تعدادی هر محصول برای ترکیب فعلی را می‌دهد.
  • داده نمودار CVP (خطوط درآمد، هزینه کل و هزینه ثابت از صفر تا دو برابر نقطه سربه‌سر) را برای رسم آماده می‌کند.

کنار CVP، ماشین‌حساب‌های تصمیم (سفارش خاص، ساخت یا خرید، حذف یا ادامه، فروش یا پردازش بیشتر و عامل محدودکننده) و صورت سود و زیان به روش هزینه‌یابی متغیر و جذبی هم در دسترس‌اند. برای ساختن بودجه‌ای که CVP روی آن اجرا شود راهنمای بودجه‌ریزی و برای سنجش نتیجه، راهنمای نسبت‌های مالی را ببینید. نمای کلی امکانات در صفحه امکانات و تعریف اصطلاحاتی مثل حاشیه فروش در واژه‌نامه آمده است.

ابزار رایگان: ماشین‌حساب نقطه سربه‌سر را با اعداد خودتان امتحان کنید و برای قیمت‌گذاری از ماشین‌حساب حاشیه سود و درصد افزایش قیمت کمک بگیرید.

محاسبه نقطه سربه‌سر

  1. 1

    تفکیک هزینه‌ها

    هزینه‌های دوره را به ثابت و متغیر تفکیک کنید و هزینه‌های نیمه‌متغیر را با روش حداکثر و حداقل یا رگرسیون بشکنید.

  2. 2

    محاسبه حاشیه فروش

    قیمت فروش بدون مالیات بر ارزش افزوده را منهای هزینه متغیر هر واحد کنید و نسبت حاشیه فروش را به دست آورید.

  3. 3

    محاسبه تعداد سربه‌سر

    جمع هزینه‌های ثابت را بر حاشیه فروش هر واحد تقسیم و نتیجه را به بالا گرد کنید.

  4. 4

    محاسبه مبلغ سربه‌سر

    تعداد سربه‌سر را در قیمت ضرب کنید یا هزینه ثابت را بر نسبت حاشیه فروش تقسیم کنید.

  5. 5

    سنجش حاشیه ایمنی و اهرم

    فاصله فروش پیش‌بینی‌شده تا نقطه سربه‌سر و درجه اهرم عملیاتی را حساب کنید.

  6. 6

    تحلیل حساسیت

    اثر تغییر قیمت، هزینه متغیر، هزینه ثابت و ترکیب فروش را روی نقطه سربه‌سر بررسی کنید.

پرسش‌های متداول

نقطه سربه‌سر چیست؟

+

نقطه سربه‌سر سطحی از فروش است که در آن درآمد دقیقاً برابر هزینه‌های ثابت و متغیر است و کسب‌وکار نه سود دارد نه زیان. هر واحد فروش بیشتر از این نقطه به اندازه حاشیه فروش خود سود می‌سازد.

فرمول نقطه سربه‌سر چیست؟

+

نقطه سربه‌سر تعدادی برابر هزینه‌های ثابت تقسیم بر حاشیه فروش هر واحد است و نقطه سربه‌سر ریالی برابر هزینه‌های ثابت تقسیم بر نسبت حاشیه فروش. حاشیه فروش هر واحد یعنی قیمت فروش منهای هزینه متغیر هر واحد.

حاشیه ایمنی چیست؟

+

حاشیه ایمنی فاصله فروش پیش‌بینی‌شده یا واقعی تا نقطه سربه‌سر است و به تعداد، ریال یا درصد بیان می‌شود. حاشیه ایمنی ۲۵٪ یعنی فروش می‌تواند تا یک‌چهارم کاهش یابد پیش از آنکه شرکت زیان‌ده شود.

اهرم عملیاتی چگونه محاسبه می‌شود؟

+

درجه اهرم عملیاتی برابر حاشیه فروش کل تقسیم بر سود عملیاتی است. درجه ۴ یعنی هر ۱۰٪ تغییر فروش، سود عملیاتی را ۴۰٪ در همان جهت تغییر می‌دهد.

برای سود هدف پس از مالیات چند واحد باید فروخت؟

+

سود هدف پس از مالیات را بر (۱ منهای نرخ مالیات) تقسیم کنید تا سود پیش از مالیات لازم به دست آید، سپس آن را با هزینه‌های ثابت جمع و بر حاشیه فروش هر واحد تقسیم کنید. با نرخ ۲۵٪، سود پس از مالیات ۳۶۰ میلیون ریال به ۴۸۰ میلیون ریال سود پیش از مالیات نیاز دارد.

نقطه سربه‌سر برای چند محصول چگونه حساب می‌شود؟

+

حاشیه فروش موزون را بر اساس سهم هر محصول از تعداد فروش حساب کنید و هزینه‌های ثابت را بر آن تقسیم کنید؛ سپس تعداد کل را به نسبت ترکیب بین محصولات پخش کنید. نتیجه فقط برای همان ترکیب فروش معتبر است.

آیا استهلاک در نقطه سربه‌سر حساب می‌شود؟

+

در نقطه سربه‌سر حسابداری بله، استهلاک جزو هزینه‌های ثابت است. در نقطه سربه‌سر نقدی استهلاک کنار گذاشته می‌شود چون خروج نقد ندارد، اما اقساط وام که هزینه نیستند ولی نقد می‌خواهند باید جداگانه در بودجه نقدی دیده شوند.

تورم چه اثری بر نقطه سربه‌سر دارد؟

+

وقتی هزینه‌های متغیر سریع‌تر از قیمت فروش بالا بروند، حاشیه فروش کوچک و نقطه سربه‌سر بزرگ می‌شود. در مثال این راهنما، ۲۵٪ گرانی چرم بدون اصلاح قیمت، نقطه سربه‌سر را از ۶۰۰ به ۸۱۹ کیف رساند.

آیا نرم‌افزار حسابداری نقطه سربه‌سر را حساب می‌کند؟

+

در «حسابدار من» گزارش CVP از ارقام واقعی یا بودجه، نقطه سربه‌سر ریالی، حاشیه ایمنی، اهرم عملیاتی و فروش لازم برای سود هدف را حساب می‌کند و تغییرات فرضی قیمت و هزینه را می‌پذیرد. نقطه سربه‌سر تعدادی هر محصول وقتی ماژول انبار فعال باشد ارائه می‌شود.

بازبینی و به‌روزرسانی توسط تیم تحریریه حسابدار من. انتشار:

داشبورد حسابداری مدیریت با نمودار مقایسه بودجه و واقعی، نمودار نقطه سربه‌سر، سهم بخش‌ها و هدف سود
گزارشگری۲۰ دقیقه مطالعه

حسابداری مدیریت برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط: بودجه، نقطه سربه‌سر، بهای تمام‌شده و تصمیم‌گیری

حسابداری مدیریت داده‌های دفاتر را به برنامه و تصمیم تبدیل می‌کند: بودجه ماهانه و مقایسه آن با واقعی، بودجه انعطاف‌پذیر که اثر حجم را از اثر هزینه جدا می‌کند، نقطه سربه‌سر و تحلیل CVP، گزارش بخش‌ها بر مبنای حاشیه فروش، هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت، نسبت‌های کلیدی و تحلیل هزینه‌های مربوط.

خواندن راهنما →
بودجه‌ریزی و کنترل بودجه: جدول بودجه نقدی ماهانه و مقایسه بودجه انعطاف‌پذیر با عملکرد واقعی
گزارشگری۱۳ دقیقه مطالعه

بودجه‌ریزی و کنترل بودجه: از بودجه جامع تا تحلیل انحراف

بودجه‌ریزی یعنی تبدیل هدف‌های سال آینده به عدد: فروش، تولید، خرید، هزینه و نقد هر ماه. کنترل بودجه یعنی مقایسه منظم واقعی با بودجه، ترجیحاً بودجه انعطاف‌پذیر، و پیگیری انحراف‌های مساعد و نامساعد.

خواندن راهنما →
حسابداری صنعتی و بهای تمام‌شده: صورت بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده با مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار
عملیات۱۴ دقیقه مطالعه

حسابداری صنعتی و بهای تمام‌شده: اجزای هزینه، سربار و روش‌های هزینه‌یابی

حسابداری صنعتی یعنی ثبت و تخصیص هزینه‌های تولید به محصولات تا بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده و فروش‌رفته مشخص شود. بهای محصول از مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار ساخت تشکیل می‌شود و روش هزینه‌یابی نحوه رسیدن این اجزا به محصول را تعیین می‌کند.

خواندن راهنما →

این راهنما را در عمل پیاده کنید

در چند دقیقه اولین کسب‌وکارتان را بسازید و یک سند تراز ثبت کنید. حساب‌های جدید اعتبار رایگان می‌گیرند.