تعریف
نقطه سربهسر حجمی از فروش است که در آن درآمد کل دقیقاً با هزینه کل برابر میشود و کسبوکار نه سود دارد و نه زیان. به تعداد، برابر هزینههای ثابت تقسیم بر حاشیه فروش هر واحد و به مبلغ، برابر هزینههای ثابت تقسیم بر نسبت حاشیه فروش است. هر فروش بالاتر از آن سود میسازد.
توضیح بیشتر
تحلیل سربهسر بر تفکیک هزینهها به ثابت و متغیر استوار است. وقتی بدانید هر واحد پس از کسر هزینههای متغیرش چقدر حاشیه دارد، سؤال ساده میشود: چند واحد حاشیه لازم است تا هزینههای ثابت پوشش داده شود؟
همین منطق به سؤالهای دیگر هم پاسخ میدهد. سود هدف را به هزینههای ثابت اضافه کنید تا حجم لازم برای آن به دست آید. با چند محصول، از حاشیه میانگین موزون بر اساس ترکیب فروش استفاده کنید؛ نتیجه فقط تا وقتی ترکیب ثابت است معتبر است.
تحلیل سربهسر فرض میکند قیمت و هزینه هر واحد در دامنه مربوط ثابت است و تولید با فروش برابر است؛ در تورم، این فرضها زود کهنه میشوند و باید محاسبه را دورهای تکرار کنید. برای پاسخ سریع از ماشین حساب نقطه سربهسر استفاده کنید یا تحلیل هزینه، حجم، سود را روی دفاتر واقعی در حسابدار من اجرا کنید؛ راهنمای حسابداری مدیریت را ببینید.
فرمول
تعداد سربهسر = هزینههای ثابت ÷ (قیمت فروش - هزینه متغیر هر واحد)
فروش سربهسر = هزینههای ثابت ÷ نسبت حاشیه فروش
تعداد برای سود هدف = (هزینههای ثابت + سود هدف) ÷ حاشیه هر واحد
مثال: تولیدی پوشاک
هزینههای ثابت ماهانه ۹۰۰ میلیون ریال، قیمت فروش هر پیراهن ۵۰۰ هزار ریال و هزینه متغیر آن ۳۲۰ هزار ریال است. حاشیه هر واحد ۱۸۰ هزار ریال و نقطه سربهسر ۹۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ÷ ۱۸۰٬۰۰۰ = ۵٬۰۰۰ پیراهن یا ۲٫۵ میلیارد ریال فروش است. برای ۳۶۰ میلیون ریال سود، ۷٬۰۰۰ پیراهن لازم است.